گروه : سیاسی
نگارنده: مریم اکبرپور
نمازِ آیتالله جوادی آملی بر پیکر رهبر شهید، فقط یک آیینِ وداع نبود؛ متنی فشرده از یک جهانبینیِ کامل بود.
چند جملهی کوتاه که شاید در ظاهر، صرفاً دعا و توصیف بهنظر برسند، اما در عمقِ خود، روایتی روشن از نگاهِ یک حکیمِ دینی به مفهومِ رهبری، جهاد، سیاست و امت را حمل میکردند.
اهمیتِ ماجرا دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ از اینکه گویندهی این جملات، شخصیتی در ترازِ آیتالله جوادی آملی است؛ فقیهی که دههها عمرِ خود را در فلسفه، عرفان، تفسیر قرآن و حکمتِ اسلامی گذرانده و بهخوبی میداند هر واژه، چه بارِ معنایی و تاریخیای با خود دارد.
ایشان در نماز، رهبر شهید را با تعابیری چون «مجاهد»، «موحد»، «زاهد»، «مبلّغ اسلام و قرآن»، «شهید برای اسلام و قرآن»، «کشته برای حفظ امت اسلامی»، «کشته برای سیاست امت اسلامی» و «بالابرندهی عزت و سیادت و آقایی و وحدت امت اسلامی» توصیف کردند.
اینها واژههای معمولی نیستند. در سنتِ علمیِ حوزه، مخصوصاً در ادبیاتِ شخصیتهایی مانند آیتالله جوادی آملی، هیچ صفتی از روی تعارف یا احساساتِ لحظهای بهکار برده نمیشود.
وقتی ایشان از کسی با عنوانِ «موحد» یاد میکنند، فقط دربارهی عبادتِ فردیِ او سخن نمیگویند؛ بلکه انسانی را توصیف میکنند که مسیرِ تصمیم، مبارزه، مدیریت و حتی سیاستِ خود را بر مدارِ توحید تعریف کرده است.
وقتی از «مجاهد» سخن میگویند، منظورشان صرفاً حضور در یک موقعیتِ سیاسی یا نظامی نیست؛ بلکه انسانی را روایت میکنند که هزینهی ایستادن پایِ باورهای خود را پرداخته است.
در میانِ همهی این تعابیر، شاید مهمترین جمله، همان عبارتی باشد که کمتر دربارهاش صحبت شد: «کشته برای سیاست امت اسلامی».
این جمله، بهتنهایی یک تعریفِ عمیق از مفهومِ «سیاست» در نگاهِ اسلامی است.
در این منطق، سیاست، بازیِ قدرت و رقابتِ جناحی نیست؛
تلاشی برای حفظِ عزت، وحدت، استقلال و موجودیتِ امت اسلامی است.
برای همین، وقتی آیتالله جوادی آملی میگویند کسی «برای سیاست امت اسلامی» کشته شده، درواقع میانِ «قدرتطلبی» و «حراست از امت» مرزبندی میکنند.
همین مسئله است که این نماز را از یک مراسمِ معمولی جدا میکند.
بسیاری معتقدند آنچه در این چند جمله بیان شد، نوعی «ولیشناسی» حکیمانه بود؛ تعریفی از رهبری، نه بر اساسِ هیاهوی سیاسی و رسانهای، بلکه بر پایهی مفاهیمی مانند جهاد، توحید، زهد، عزت و وحدتِ امت اسلامی.
شاید برای نسلِ جوانی که سالهاست روایتهای متناقض و گاه مخدوش از مفاهیمِ دینی و سیاسی شنیده، همین چند جمله، معنایی عمیقتر از دهها سخنرانی و تحلیل داشته باشد.
چون این توصیفها را نه یک فعالِ سیاسی، بلکه فقیهی بیان کرده که عمرِ خود را پایِ قرآن، نهجالبلاغه، فلسفه و حکمت گذاشته است.
حتی تصویرِ بوسهی آیتالله جوادی آملی بر عمامهی رهبر شهید نیز، فقط یک قابِ احساسی نبود.
آن تصویر، برای بسیاری معنای احترامِ یک حکیم به مجاهدتی چنددهساله را داشت؛ احترام به کسی که از نگاهِ او، برای اسلام و قرآن، برای حفظِ امت اسلامی و برای عزت و وحدتِ امت، جانِ خود را فدا کرده است.
شاید سالها بعد، وقتی هیاهوی تحلیلهای سیاسیِ امروز فروکش کرده باشد، تاریخ دوباره به همین چند جمله بازگردد؛
به همین واژههای کوتاه اما سنگین. واژههایی که احتمالاً بهعنوان یکی از صریحترین و ماندگارترین توصیفها از یک رهبر شهید، در حافظهی تاریخ باقی خواهند ماند.
منبع: مهر
https://azarpayam.ir/News/Code/6504799
0 دیدگاه تایید شده