گروه : اجتماعی

نگارنده: زهرا حسینزاده
دوشنبه گذشته، هفت باب مغازه در بازار سرپوشیده و تاریخی تبریز دچار حریق شد. مدیریت بحران استان اعلام کرد، مغازههای خسارت دیده در بازار گورجیلر به سمت بازار امیر تبریز بوده و شامل صنوف مختلف است.
یاد عصر پاییز 1388 میافتم؛ 13 آبانی که راسته تاریخی «ایکی قاپیلار» در عرض چند دقیقه، به دالانی از دودههای گدازان تبدیل شد. از آن سوی بازارچه، نگرانی و تشویش در میان بوقهای پیاپی تجهیزات آتشنشانی، بیداد میکرد. طبق و گزارشهاس خدمات شهری تبریز، بازار تبریز از سال 1381 تا 1388، 172 بار دچار حریق شده که عامل بیشتر آنها سیمکشی غیراستاندارد برق بود. در حادثه سال 1388، واژگونی چراغ علاءالدین در یکی از مغازهها، عامل اصلی آتش بود. 10 سال بعد، آتش دیگری در 18 اردیبهشت سال 1398 دوباره به جان ایکی قاپیلی افتاد. بیش از 120 مغازه آسیب دید و 29 نفز نیز مصدوم شدند. و حال، دوباره آتش، این بار در سرای گرجیها، با هفت مغازه آسیبدیده.
بازار تبریز، یکی از مفاخر میراث فرهنگی ایران، در ردیف آثار جهانی به ثبت جهانی رسیده است. این مجموعه تاریخی، با داشتن حدود 5500 باب حجره، مغازه و فروشگاه، ۴۰ گونه شغل، ۳۵ باب سرا، ۲۵ باب تیمچه، ۳۰ باب مسجد، ۲۰ باب راسته و راستهبازار، ۱۱ باب دالان، ۵ باب حمام و ۱۲ باب مدرسه، بهعنوان اصلیترین مرکز داد و ستد مردم تبریز شناخته میشود.
طاقها و قوسهای خیرهکننده بازار تبریز، تقریباً نظیر ندارد. زیبایی بازارهای تاریخی سایر شهرهای کشور، قابلقیاس با یک تیمچه از بازار تبریز هم نیست. حتی اگر هفتنسل، اهل تبریز باشی، ممکن است در پیچ خم سراهای بازار گم شوی. بیش از پنج هزار کسبه در سراها، تیمچهها، دالانها، حمامها و مدرسهها حضور دارند.
علیرغم جاذبههای خیرهکننده بازار تبریز و فضای بکر تاریخی، اجتماعی و اقتصادی آن، متاسفانه صیانت از بازار، هرگز دغدغه اولویتداری در تبریز نبوده است. اتفاقاً بیمهری به بازار تبریز، بیش از اینکه از سوی مسئولان و متولیان امر باشد، در وهله اول، مربط به خود اصناف است.
یکی از اصناف قدیمی بازار، نقل میکرد که سالها پیش، پیرمرد باربَری بود که ظهرها در کنج یکی از تیمچهها، مینشست و نفسی تازه میکرد. پیرمرد باربَر، مُرد و بار روی دوش او را به پسرش سپرد. پسر که میراث حمّالی پدر را کسر شان میدید، بارِ اجدادی را زمین گذاشت و بر کنجی که سالها محل خواب قیلوله پدر بود، گلیمی انداخت و بساط لیف و کیسه و صابون پهن کرد. سرمای زمستان که رسید، دور همین سکو را نایلون کشید (به اصطلاح امروز: پارتیشن!) مدتی بعد، اتاقک نایلونی را به دکه آلمینیومی تبدیل کرد و از سیمهای آشولاش بالای سر، انشعاب برق گرفت. تابلویی هم بالای حُجرهاش! زد. به این ترتیب، آرامآرام کار و کاسبی خود را تثبیت کرد. حالا همین آقاپسر، از کسبه رسمی بازار است که قرینه معماری یکی از تیمچههای مهم بازار را با بندکشی دیوار و آویزان کردن اَلَک و بیل و لنگ و ... متلاشی کردهاست.
این رویّه، حال و روز کلی حیات بازار تبریز است. بازاری که با پشتوانه کارکرد مهم سیاسی و اجتماعیاش، عملاً به صورت خودمختار اداره میشود و نظارت دستگاههای اجرایی ذیربط در آن، فاقد تاثیرگذاری، ماندگاری و بازدارندگی لازم است. و البته دستگاههای متولی هم، تا حدودی در این وضعیت حل شدهاند و نیازی به «گیر دادن الکی» به معضلات بازار نمیبینند.
کمرنگشدن اصول ایمنی، از پیامدهای بیمهری به بازار تبریز است. بازار تبریز، با صدها فضای پیچیده و تنگ، الحاقات پرشمار، محدودیت خروجی و تهویه، دپوهای تو در تو و تراکم صنوف آتشزا، از آسیبپذیرترین بناهای تاریخی در ایران است. با وجود این، نه تنها همتی برای «سبکسازی بازار» و «طرح تخلیه اضطراری» برای بازار نیست، بلکه از سال گذشته، سایه سیاه «گازکشی» نیز بر نام بازار تبریز سنگینی میکند. اقدامی که اگر عملی شود، نه تنها به کالبد تاریخی بازار را مخدوش می کند، بلکه این گذرگاه فرهنگی و اقتصادی را به دالان شعلههای بیرحم تبدیل خواهد کرد.
از یک سال پیش، زمزمه خروج بازار تبریز از میراث جهانی یونسکو به گوش میرسد. اثر ثبت جهانی، طبیعتاً متعلق به میراث انسانی است و اینگونه نیست که حاکمیتهای محلی، مجاز به دخل و تصرف در آن باشند. هرگونه نادیده گرفتن ضوابط حفاظت فرهنگی از میراث یونسکو، به طور حتم توسط رابطان این نهاد جهانی، مستندسازی و گزارش میشود. در مورد بازار تبریز، طراحی پروژههای عمرانی حریم، وضعیت ایزوگام سقف، الحاقات کالبدی، کفسازیهای نامتناسب، نادیده گرفتن ضوابط ایمنی و این اواخر، جدیشدن موضوع گازکشی، از جمله مواردی است که میتواند جایگاه جهانی این اثر تاریخی را به خطر بیندازد. یونسکو پیش از این، با خارجکردن «دره درسِدن آلمان» و «کلیسای جامع گرجستان» از فهرست آثار خود، نشان داده که در خصوص شاخصهای حفاظت، با هیچ کشوری تعارف ندارد.
نکته تلختر اینجاست که فقدان ایمنی در بازار تبریز، تهدیدی است ورای جنبههای فرهنگی و تاریخی. صحبت از جان هزاران نفر (اصناف و مردم) است که اگر خدانکرده، روزی در میان گذرگاههای تنگ و گدازنده دالانهای بازار، محبوس شوند، به کدام راه امن میتوانند پناه ببرند. آن روز مقایسه بازار تبریز با پلاسکوی تهران چه سودی خواهد داشت؟
https://azarpayam.ir/News/Code/4489068
0 دیدگاه تایید شده