گروه : سیاسی
نگارنده: کبری آسوپاراول؛ برخی افراد علیرغم آنکه صدها پیکر بی جان هموطنانمان از زن و کودک و مرد غیرنظامی را دیده یا شنیدهاند، همچنان خود را فریب میدهند که جنگ اسراییل و آمریکا میتواند با مردم عادی کاری نداشته باشد. در حالی که در سوی مقابل دشمنی است که هیچ خط قرمزی در جنگ ندارد. مدرسه را میزند و میگویند چون کنار مقر سپاه بود؛ که اگر راست میگفتند، بخاطر مدرسه میتوانستند از زدن آن مقر سپاه حداقل در ساعت کاری مدرسه صرفنظر کنند. در حالی که آن مکان نظامی اصلاً مورد حمله قرار نگرفت. موشک دو زمانه میزنند و وقتی امدادگران پس از انفجار اول برای کمکرسانی جمع میشوند، انفجار دوم! این یعنی آمدهاند که بکشند؛ فرقی هم نمیکند شهروند عادی هستند یا غیرعادی!
حتی اگر طرف مقابل ما قساوت در کشتن هر انسانی با هر جایگاه حقوقی نداشت، باز هم بلاهت لازم بود که فکر کنیم توان تفکیک اماکن نظامی و غیرنظامی را از هم دارد و مثلاً میتواند به موشکهایش بگوید وقتی مقر سپاه را زدید، لطفاً ترکشهایتان را روی ماشینهای در حال عبور نریزید یا موج انفجارتان به خانههای مجاور و عابران پیاده آسیب نزند و خودروهای پارک شده را مچاله نکند!
صدها شهید غیرنظامی و صدها میلیارد خسارت مالی به اموال شخصی مردم یعنی که جنگ نظامی امکان تفکیک شهروندان را ندارد. علاوه بر آن، هر کارخانه، هر مخزن سوخت، هر بیمارستان، هر مدرسه و حتی هر جاده و... یعنی آسیب به شهروندان عادی؛ تاسیسات و زیرساختهای کشور برای مردم و محل اشتغال و استفاده مردم است. اینترنشنال روی حماقت مخاطبش حساب کرده که آنها را زیرساختهای جمهوری اسلامی مینامد.
دوم آنکه کار به جایی رسیده که گویی زدن نظامیان و حتی خانوادههای آنها یا جایی که آنها حضور دارند، توجیه دارد و مجاز است! در حالی که از قضا، زدن نیروهای نظامی خسارت بیشتری به کشور وارد میکند، چه آنکه آنها در حال دفاع از ایران و ملت ایران هستند و دشمن با زدن نظامیان به دنبال شکستن دیوار دفاعی ایرانیان است. از سویی، آیا وظیفه همسر و کودکان یک نظامی است که بیوه و یتیم شوند؟! یعنی آنها شهروند عادی نیستند و برای دفاع از وطن هر آسیبی بر آنها مجاز است؟
سوم آنکه تئوری تفکیک شهروندان به نظامی و غیرنظامی، به غیرنظامیهای هدف ترور هم سرایت کرده و استاد برق و هستهای و امدادگر و پلیس و آتشنشان و کارمند بانک و... را هم از حوزه «شهروند عادی» خارج کرده است. گویی آنها هم موظف هستند شهید شوند و حتی زدن آنها هم خدشهای بر دروغ «با غیرنظامیها کاری ندارد» ایجاد نمیکند!
چهارم موضوع توجیه حمله به مدارس و ورزشگاهها با ادعای حضور نیروهای بسیج و پلیس در آنهاست. با این توضیح که گفته میشود چون پایگاههای بسیج و کلانتریها هدف حمله بودهاند، نیروهای آنها در ورزشگاهها حضور دارند و برای همین اسراییل و آمریکا آنجا را میزنند. در حالی که پلیس شهری در جنگ حضور ندارد و حافظ امنیت داخلی است، بسیج هم بازوی کمکی همین پلیس است. اول باید بپرسیم چرا نیرویی که در جنگ حضور ندارد، باید هدف قرار بگیرد، چرا کلانتریها باید موشک بخورند تا آنها بر فرض، مجبور در حضور در محل دیگر شوند؟ جواز حمله به نیروهای غیر دخیل در جنگ از کجا آمده است؟! آیا در صورت سرقت، آدمربایی، دعوا و هر جرم و اختلاف دیگر شهروندان، همین پلیس و همین کلانتریها نباید رسیدگی کنند؟
این عملیات رسانهای دشمن، وحدت ما و درک ما از هویت هموطن بودن را نشانه گرفته است؛ هر فرد و هر مکان را به عنوان هدف مشروع معرفی میکند؛ این سپاهی است، آن ارتشی، آن آتشنشان، آن کارمند بانک، آن یکی امدادگر، دیگری استاد برق، آن یکی اصلاً چرا فیزیک اتمی خوانده؛ دانشگاه چرا دانشکده فیزیک دارد؛ تو چرا خانهات کنار کلانتری بوده، شما چرا کنار ورزشگاه راه میرفتید و آن دیگری اصلاً چرا طرفدار جمهوری اسلامی است و شما چرا همسایه وزیر بودید...
این همه را اگر از ملت ایران جدا کنیم، دیگر چه میماند؟! مشتی سلطنتطلب اینترنشنالپرست که منتظرند نتانیاهو و ترامپ آوار خانههای مردم و خون ملت را هم از کف خیابان پاک کنند، بعد جرأت کنند از خانههایشان بیرون بیایند؟ یا تروریستهای گروهکی و تجزیهطلب و مجاهد خلق و جاویدنامان آدمکش؟!
اجازه ندهید ماشین توجیه جنایات آمریکا و اسراییل ذهنتان را مسموم کند و ناخودآگاه توجیهگر آدمکشی شوید. ما همگی شهروند عادی هستیم، با هر جایگاه حقوقی و هر شغلی. تفرقه را نپذیرید و بگذارید همه در کنار هم ملت ایران باشیم و ریختن خون همهمان به یک اندازه حرمت داشته باشد.
https://azarpayam.ir/News/Code/4949721
0 دیدگاه تایید شده