×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : پنجشنبه 17 اردیبهشت 1405  .::.   برابر با : Thursday 7 May 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 257 خبر
غبارروبی از مفهوم «مذاکره» در ادراک عمومی جامعه ایران

نگارنده: محمدرضا قلی‌زاده

به اذعان عموم تحلیلگران داخلی و خارجی، ایران در حال تبدیل شدن به یک قطب جدید قدرت در دنیاست. بر یک ابرقدرت لازم است که بتواند همه ابزارهای اعمال قدرت خود را به‌کار گیرد؛ و حتی در توسعه روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود، عموماً ابزارهای نرم را فعال کند. یک قدرت منطقه‌ای یا جهانی، همانطور که در موقع لزوم می‌تواند خوب بجنگد، باید بتواند دیپلماسی فعالانه و با اعتماد‌ به ‌نفس هم داشته باشد. طرف قدرتمند می‌تواند بدون ترس مذاکره کرده و اهداف مورد نظر خود را محقق کند؛ چه در زمانی که می‌خواهد قراردادهای بلندمدت راهبردی امضا کند و چه زمانی که به‌هر‌دلیلی می‌خواهد در میانه جنگ، ابزار دیپلماسی را نیز فعال کند.

اما جامعه ایران به‌شدت نسبت به مفهوم «مذاکره» بدبین است. البته جامعه‌ای که حافظه تاریخی و بلوغ سیاسی دارد، حق هم همین است که تجربیات گذشته خود را فراموش نکند. تجربیات تاریخی ایرانیان در باب «مذاکره» باعبرای ث شده‌است که برخی مفاهیم با بار منفی، در ذات مذاکره معنا پیدا کند. از جمله:

1. خوش‌بینی به‌طرف مقابل
2. مذاکره از سر ضعف و نشان دادن این ضعف به طرف مقابل 
3. پذیرش چارچوب طرف مقابل؛ به این معنا که ما در جایگاه متهم و ضعیف نشسته و در مورد حقوق خود مذاکره کنیم.
4. تئوری «هر توافقی بهتر از توافق نکردن است» و جابه‌جایی مذاکره از وسیله به هدف!

مفاهیم فوق که هیچ‌کدام جزء ذاتیات «مذاکره» نیستند، به‌دلیل تجربیات ملت ایران، با مفهوم «مذاکره» عجین شده‌اند. در ذهن ما معنای مذاکره، گفت‌و‌گویی برای امتیاز دادن ؛ یا پوست موز تکراری برای لغزیدن است! به این ترتیب در تحلیل‌ها، عوامل زمینه‌ای اعم از مذاکره‌کننده، موضوع مذاکره، شرایط مذاکره، اراده عمومی ملت و... نسبت به اصل قبح مذاکره، در مراتب بعدی قرار می‌گیرند و ایرانیان نسبت به هر‌آن‌چه می‌توان «مذاکره» اتلاق کرد، فارغ از زمان و مکان و میزانسن، بدبین هستند. حال‌ آن‌که در سیره رهبر شهید، در عین ثابت بودن اصول بنیادینی مانند استقلال، بارها با تغییر عوامل زمینه‌ای، استراتژی‌های کشور برای مذاکره تغییر کرده‌است.

اما ایران قوی باید بتواند نوعی دیگر از مذاکره را در فرهنگ سیاسی خود معنابخشی کند. مذاکره‌ای که در آن ما عنصر فعال و طراح هستیم، اعتماد‌به‌نفس کافی برای نقد کردن طراحی خود و یا ترک میز مذاکره داریم و «مذاکره» را یک میدان مانند دیگر میدان‌ها می‌دانیم و از وارد شدن به آن، نگران نمی‌شویم. همانطور که رهبر شهید، بعد از جنگ 12 روزه فرمودند:
  «ملّت ایران در هیچ میدانی به صورت طرف ضعیف ظاهر نخواهد شد. چون ما همه‌ی ابزارهای لازم را داریم؛ هم منطق داریم، هم نیرو داریم. ما هم در میدان دیپلماسی، هم در میدان نظامی ان‌شاءالله به توفیق الهی هر وقت وارد بشویم، با دست پُر وارد خواهیم شد.»

 معنای پیشین و منفی مذاکره، با تجربیات سال‌های بعد از «دولتِ به‌اصطلاح تدبیر»، ترک‌هایی برداشته‌بود. حالا جامعه بلوغ‌یافته ایران از اعتماد به آمریکا گذر کرده‌ و می‌داند که می‌توان از موضع قدرت، با بی‌اعتمادی و بدون معطل‌کردن کشور بر مذاکره و حتی در عین آماده‌شدن برای نبرد نظامی، این ابزار را به‌کار گرفت. 

تجربه مذاکرات اسلام‌آباد می‌تواند نقطه‌ عطفی در فرهنگ سیاسی ایران باشد. مذاکره‌ای که ایران در موضع قدرت، با بدبینی کامل و با چارچوب‌بندی مورد نظر خود وارد آن شد و همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، با بدعهدی و زیاده‌خواهی طرف مقابل، به‌بن‌بست رسید. فارغ از اینکه اثرات مثبت و منفی این مذاکرات در روند جنگ چه خواهد بود، توجه به این معنا از مذاکره، به‌عنوان ابزاری در نبرد، می‌تواند تجربه ارزشمندی برای ما باشد.

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.