گروه : اجتماعی
نگارنده: حسین علیزاده
چند سالی است که تعبیر «تراستی» ها در محافل سیاسی و اقتصادی رایج شده است و افکار عمومی نیز به واسطه افشاگری های گاه و بیگاه در این باره با آن آشنایی پیدا کرده است. اصطلاح «تراستیها» (Trustees یا گروههای مورد اعتماد/محرم حکمرانان) در ادبیات سیاسی و مدیریتی ایران، معمولاً به حلقههای بسته و غیررسمی از افرادی اشاره دارد که به دلیل نزدیکیهای شخصی، خانوادگی یا عقیدتی به مراکز قدرت، پستهای کلیدی را در دست گرفتهاند و تصمیمات را خارج از ساختارهای اداری و قانونی (پشت پرده) میگیرند.
از منظر اقتصاد سیاسی شاید کم و بیش چنین رویه ای در محافل تصمیم گیری در کشور همیشه وجود داشته و به خصوص در اقتصاد غیر شفاف و متکی بر نفت به هیچ وجه امر عجیبی نیست. امری که باید به سرعت و دقت مورد بررسی و اصلاح قرار گیرد اما پس از آغاز تحریم های شدید نفتی، تراستی ها به عنوان تنها راه حل دورزدن تحریم ها معرفی شدند! در واقع تا پیش از این مقطع تعبیر تراستی ها دارای کارکرد و بار معنایی منفی بود اما پس از تحریم های مورد نظر دستکم در فضای حکمرانی به عنوان یک امر دارای کارکرد مثبت نیز معرفی شد!
سوال این است : راه حل جایگزینی تراستی ها در ایران چیست؟ چطور باید آن ها را حذف کرد؟
حذف این ساختارها و جایگزینی آنها، یک چالش ساختاری است و نمیتوان با یک دستور ساده یا تغییر چند نفر آن را حل کرد؛ زیرا تراستیها محصولِ «ضعف در نظام نظارتی» و «شخصیسازی قدرت» هستند. به علاوه همانطور که گفته شد استدلال طرفداران سیستم تراستیها (یا همان شبکههای محرم حکمرانان) این است که در شرایط جنگ اقتصادی و تحریمهای شدید، «قوانین رسمی، بوروکراسی اداری و شفافیت»، سرعت عمل را میگیرد و باعث لو رفتن مسیرهای مخفی فروش نفت میشود. از نظر آنها، برای دور زدن تحریمها به افرادی نیاز است که:
۱. خارج از کادرهای رسمی عمل کنند تا ردپایی قانونی باقی نماند.
۲. وفاداری مطلق به مرکز قدرت داشته باشند تا اطلاعات محرمانه را لو ندهند.
۳. بتوانند با واسطههای غیررسمی و غیرقانونی در کشورهای ثالث معامله کنند.
با این حال یکی از پاسخهای ممکن به این سوال که «اگر تراستیها نباشند، نفت چطور فروخته شود؟» در جایگزینی «تراستیهای شخصی» با «تراستیهای حرفهای و نهادینهشده» معرفی شده است. در این زمینه گفته شده برای فروش نفت در تحریم، لزوما «فرد مورد اعتماد» نیاز نداریم، بلکه به «متخصص عملیات سیاه (Black Ops) در تجارت» نیاز است.همچنین شفافیت لزوماً به معنای اعلام همهچیز در رسانه ها نیست. میتوان سیستمی داشت که در برابر «دنیای بیرون» محرمانه باشد، اما در «داخل» دارای نظارت باشد و به جای تکیه بر یک نفر تراستی ایجاد یک «واحد عملیات ویژه» با دسترسیهای خاص که هر عضو آن توسط عضو دیگر نظارت میشود (Cross-Check) را مد نظر قرار داد. همچنین به جای اینکه پولها در حسابهای شخصی تراستیها در خارج از کشور بچرخد، از سیستمهای حسابرسی داخلی و محرمانه استفاده شود تا از رانتخواری جلوگیری شود.
به گفته کارشناسان در گذشته برای دور زدن تحریمها به «واسطههای انسانی» (تراستیها) نیاز بود تا پول را جابجا کنند. امروز ابزارهای جایگزین وجود دارد:
- ارزهای دیجیتال و بلاکچین: برای تسویه حسابها بدون نیاز به سیستم سوئیفت و بدون نیاز به واسطههای انسانی که احتمال خیانت یا دزدیشان زیاد است.
- سیستمهای تهاتری (Barter): ایجاد قراردادهای کالا در برابر کالا که در لایههای دولتی و رسمی (اما به صورت محرمانه) مدیریت شود، نه توسط گروههای کوچک غیررسمی.
https://azarpayam.ir/News/Code/5889020
0 دیدگاه تایید شده