×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : دوشنبه 6 مهر 1405  .::.   برابر با : Monday 28 September 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 378 خبر
از «چهارباغ» اصفهان تا «تربیت» تبریز

نگارنده: زهرا حیدری ‌آزاد

سفر، همیشه فرصتی است برای تماشای شهرها از پشت عینکِ شغل‌مان؛ حتی اگر برای تفریح رفته باشیم، باز هم ذهن ناخودآگاه خبرنگارم مشغول «حکمرانی شهری و شهرسازی» می‌شود. این بار که در اصفهان بودم، مجذوبِ «مسیرِ رسیدن» به بناهای تاریخی از طریق شبکه پیاده راهی به هم پیوسته در اصفهان شدم.

در اصفهان، چیزی که بیش از همه توجه‌ام را جلب کرد، پیاده‌راه‌های وسیع بود. انگار شهر برای «مکث کردن» طراحی شده است، نه فقط برای عبور. وقتی در پیاده‌راه‌های چهارباغ قدم می‌زنی، متوجهی که این پیاده‌راه‌ها صرفاً مسیر نیستند؛ یک «فضای بازِ دعوت‌کننده»اند که به آثار تاریخی ختم می‌شود.

نکته‌ای که برایم تفاوتِ نگاه مدیریتی را روشن کرد، مدیریتِ تراکم بود. در پهنه‌ی بافت تاریخی اصفهان، آن «فشردگیِ نفس‌گیر» را ندیدم. ساختمان‌های بلند، حریمِ آسمانِ تاریخ را نشکسته‌اند و شهر همچنان فضاهای باغیِ گسترده‌اش را حفظ کرده است. وقتی از میان این پهنه‌ها عبور می‌کنی، چشم‌اندازِ بناهای تاریخی، در همنشینی با فضای سبز، جذابیتِ دوچندانی پیدا می‌کند.

بازارشان هم تفاوت معناداری داشت؛ جایی که بیشترِ غرفه‌ها، نه کالاهای بی‌نام‌ونشان، بلکه آثار هنری و صنایع دستی را عرضه می‌کنند که انگار با تار و پودِ آن بازار گره خورده‌اند.

نمی‌توان از این تجربه در اصفهان نوشت و به تبریز فکر نکرد. به عنوان کسی که در بافتِ پرجنب‌وجوش تبریز زندگی کرده، این تفاوت برایم ملموس بود. اصفهانِ امروز، الگوی «گشودگی» و «گردشگریِ پیاده‌محور» است؛ تبریز اما شهرِ «تراکم» و «تجارت» است.

واقعیت این است که نباید این دو را با یک ترازوی واحد سنجید. پیاده‌راه‌های اصفهان، حاصلِ مدیریتِ «تراکم‌زدایی» است؛ یعنی شهر تصمیم گرفته بخشی از فضای خود را به انسان برگرداند. در تبریز، ما با بافتی متراکم‌تر و تجاری‌تر مواجهیم. بازار تبریز، در واقع یک پیاده‌راهِ سرپوشیده‌ی عظیم است که به جای «گردشگریِ آرام»، بیشتر بر «کارکردِ حیاتی و اقتصادی» استوار است.

ایده ی بدی نیست اما یک پیشنهاد دارم: وقتی در سفر اخیرم به اصفهان، قدم در «چهارباغ عباسی» گذاشتم، اولین چیزی که ذهنم را درگیر کرد، علاوه بر زیباییِ بصری، «عرضِ معبر» بود. به عنوان خبرنگاری که سال‌ها در تبریز با هندسه‌ی تنگ و متراکمِ خیابان‌های تاریخی زیسته، این حجم از «گشودگی» برایم جالب و نوشتنی بود.

به عنوان خبرنگارِ شهرِ خودم، فکر می‌کنم پیاده‌راه‌های اصفهان یک درسِ بزرگ برای ما در تبریز دارد: اینکه نباید اجازه دهیم «تراکمِ عمودی» و ساخت‌وسازهای بلند، بافت‌های تاریخی‌مان را در خود ببلعد. تبریز نیازمندِ ایجاد «فضاهایِ تنفس» است؛ نقاطی در حاشیه یا دلِ بافت تاریخی که گردشگر یا شهروند بتواند برای لحظاتی از شتابِ تجاریِ شهر فاصله بگیرد.

پیاده‌راه، تنها فرش کردنِ زمین با سنگ‌فرش نیست؛ بلکه «تعریفِ دوباره‌ی پیوندِ انسان با شهر» است. اصفهان در این آزمون، به دنبالِ «زیستِ آرام» بوده و تبریزِ ما، هنوز در جست‌وجویِ تعادلی میان «میراثِ تجاری» و «آسایشِ شهری» است. تجربه‌ی اصفهان، نه برای تقلید، بلکه برای الهام گرفتن، تلنگرِ خوبی بود.

 

اگر بخواهیم اعداد را کنار هم بگذاریم، ماجرا روشن‌تر می‌شود:

۱- تقابلِ مقیاس‌ها (جدول مقایسه‌ای ذهنی)

* چهارباغ عباسی (اصفهان): اینجا یک «بلوارِ امپراتوری» است. در بخش‌های اصلی، عرضِ پهنه‌ی پیاده‌راه (بدون احتساب فضای سبز و حریم بناها) به حدود ۲۰ تا ۳۰ متر می‌رسد. وقتی در میانه این مسیر راه می‌روید، آسمان، وسیع و بی‌مانع است. این «عرضِ زیاد»، به شهروند اجازه می‌دهد که شهر را نه در یک خطِ مستقیم، بلکه در یک پهنه‌ی باز تماشا کند.

* خیابان تربیت (تبریز): پیاده‌راهِ خاطره‌انگیز ما، یک «کریدورِ انسانی» است. عرضِ مفیدِ تربیت به سختی به ۸ تا ۱۰ متر می‌رسد. تربیت برای «عبور و خرید» طراحی شده است، نه برای «توقف و تماشا» در مقیاس وسیع.

* مسیرهای پیرامون بازار (تبریز) و نقش‌جهان (اصفهان): در نقش‌جهان، ما با یک میدان‌گاه  عظیم روبرو هستیم که فضایی چندین هکتاری را برای تنفسِ شهر ایجاد کرده است. در مقابل، مسیرهای پیاده‌راهی پیرامونِ بازار تبریز (مثل خیابان‌های منتهی به صاحب‌الامر یا پارکینگ‌های اطراف)، بیشتر شبیه «رگ‌های باریک» هستند که فشارِ جمعیت را با سختی تحمل می‌کنند.

 

۲- چرا این تفاوت در «عرض»، تعیین‌کننده است؟

تفاوتِ ۱۰ متر در عرضِ پیاده‌راه، تنها یک عدد نیست؛ یک «فلسفه‌ی زیست» است. در اصفهان، این وسعتِ ۲۰ تا ۳۰ متری باعث شده که  آسمانِ شهر «سقف» پیاده‌راه باشد. اما در تبریز، عرضِ کمِ معابر باعث شده که ما همیشه سایه‌ی ساختمان‌ها و تراکمِ بافت را بر سرِ پیاده‌راه حس کنیم.

در اصفهان، پیاده‌راه یک «مقصد» است. شما می‌روید تا «در پیاده‌راه باشید». در تبریز، پیاده‌راه (به‌ویژه در محدوده بازار) یک «ابزار» است. شما از «تربیت» عبور می‌کنید تا به «بازار» برسید یا از آن خارج شوید.

 

۳- تجربه‌ی یک خبرنگارِ تبریزی در «میدانِ عمل»

نکته‌ای که برایم تأمل‌برانگیز بود این است: آیا تبریز می‌تواند پیاده‌راهی به وسعتِ چهارباغ داشته باشد؟ قطعاً نه. توپوگرافیِ تبریز و تاریخِ فشرده‌ی آن، چنین اجازه‌ای نمی‌دهد. اما تبریز می‌تواند «شبکه‌سازی» کند.

در اصفهان، پیاده‌راه‌ها به هم متصل‌اند؛ از سی‌وسه‌پل تا نقش‌جهان، شما در یک شبکه‌ی پیوسته حرکت می‌کنید. در تبریز، پیاده‌راه‌های ما (تربیت، مقصودیه، صاحب‌الامر) مثلِ «جزایرِ جداافتاده» هستند. ما در تبریز، به جای ساختنِ یک پیاده‌راهِ عریضِ امپراتوری، نیاز به «اتصالِ معنادارِ» پیاده‌راه‌هایِ کوچکمان داریم.

تبریزِ من، شهرِ «تراکم و صمیمیت» است، نه «وسعت».  ما باید یاد بگیریم چطور این عرض‌هایِ کمِ پیاده‌راه‌هایمان را به هم وصل کنیم تا گردشگر، به جای آنکه در میانِ ترافیکِ خیابان‌هایِ موازی گم شود، در یک «شبکه‌یِ پیاده‌محورِِ پیوسته» حرکت کند.

 

منبع: تابناک 

 

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.