×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : سه شنبه 5 آبان 1405  .::.   برابر با : Tuesday 27 October 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 402 خبر
فقدان گوهر گنجینه تعزیه بخشایش

نگارنده: رئوف گوهریان*

در این خزان سرد که دلها فسرده است

یاد آوریم باز بهاران رفته‌ را

بگشای گوش جان که ز هر شاخ بشنوی

در بوستان، فغان هزاران رفته را

بنگر به چشم دل که ببینی به کوهسار

آن پیچ و تاب گرد سواران رفته را

پاییز امسال برای جامعه حسینی شهر بخشایش، رنگی دیگر داشت؛ گویی موسیقی اندوه‌بار باد با نواخته‌شدن کوس رحیل درآمیخته بود تا خبر کوچ یکی از گوهرهای گران‌بهای فرهنگ عاشورایی این دیار را به گوش همگان برساند. استاد حاج علی‌اکبر گوهریان، پیشکسوت جامعه حسینی و معین‌البکای تعزیه بخشایش، پس از بیش از نیم قرن تلاش خستگی‌ناپذیر، چشم از جهان فروبست و با کوله‌باری آکنده از عشق به اهل‌بیت عصمت و طهارت، به‌ویژه سرور و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، به سرای آخرت سفر کرد.

گوهریان از آن مردانی بود که عمر خویش را در خدمت به آیینی گذراند که ریشه در ایمان، عشق و اندوه تاریخی یک ملت دارد. او با نبوغ، ابتکار و نوآوری‌های خود، تعزیه بخشایش را جانی تازه بخشید و در کنار بهره‌گیری از تجربه پیشینیان، از دانش روز و مباحث علمی این هنر نیز غافل نماند. ارتباط با استادان دانشگاهی و استفاده از دیدگاه‌ها و رهنمودهای آنان، به او کمک کرد تا در مسیر سامان‌دهی و ارتقای تعزیه این شهر گام‌های مؤثری بردارد؛ هنری که برای مردم بخشایش، تنها یک نمایش آیینی نیست، بلکه بخشی از حافظه جمعی، باورهای دینی و هویت فرهنگی آنان به شمار می‌رود.

تلاش‌های پیوسته این هنرمند در سامان‌بخشی به شیوه اجرا و فراهم‌آوردن زمینه‌های مناسب برای برگزاری تعزیه، سرانجام در توجه نهادهای فرهنگی نیز بازتاب یافت. در دی‌ماه ۱۳۹۱ و در ششمین اجلاس سراسری شورای عالی ثبت کشور، هنر آیینی تعزیه بخشایش به‌عنوان یکی از هفت آیین عاشورایی استان آذربایجان شرقی و بزرگ‌ترین تعزیه شمال غرب کشور از نظر شکل و محتوا، در فهرست میراث ملی به ثبت رسید؛ اقدامی که با هدف پاسداشت اصالت نمایش‌های سنتی و آیینی و جلوگیری از ورود بدعت‌ها صورت گرفت.

اکنون که این هنرمند پیشکسوت از میان ما رفته است، یاد او فرصتی است برای بازنگری در گوشه‌هایی از میراثی که سال‌ها برای حفظ و اعتلای آن کوشید؛ میراثی که در صحنه، رنگ، موسیقی و کلام تعزیه بخشایش جلوه‌گر شده و هر یک از این عناصر، روایتی از ارادت مردمان این دیار به خاندان پیامبر اسلام(ص) و واقعه جان‌سوز کربلا را در خود دارد.

صحنه‌ای برای روایت عشق و اندوه

تعزیه، پیش از آنکه نمایشی برای تماشا باشد، آیینی برای یادآوری است؛ یادآوری روزهایی که مصائب خاندان پیامبر اسلام(ص) در کربلا، تاریخ را به دو سوی حقیقت و ستم تقسیم کرد. از همین رو، مکانی که این غمنامه در آن جان می‌گیرد، نمی‌تواند فضایی معمولی و بی‌تفاوت باشد. صحنه تعزیه باید با حرمت موضوع و قداست رویدادهایی که روایت می‌کند، تناسب داشته باشد؛ جایی که تماشاگر در آن، تنها بیننده یک نمایش نیست، بلکه خود را در برابر خاطره‌ای زنده از رنج، وفاداری و شهادت می‌یابد.

در گذشته، تعزیه را در تکیه‌ها، حسینیه‌ها، مساجد و گاه در جوار آرامگاه‌های مقدس برپا می‌کردند. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و توجه ویژه‌ای که به آیین‌های عاشورایی شد، تعزیه بخشایش نیز با استقبال گسترده‌تری روبه‌رو شد و مردم بسیاری از نقاط مختلف ایران برای تماشای آن به این شهر آمدند. در آغازین سال‌های دهه شصت شمسی، عوامل اجرایی تعزیه با خرید زمینی مستقل در حاشیه جنوبی شهر و طراحی فضایی ویژه برای اجرای مراسم، گامی مهم در تثبیت و گسترش این سنت برداشتند.

طراحی این مکان با معماری معین‌البکای فقید، با توجه به شیوه سازمان‌دهی فضا در معماری و هنر اسلامی ایران، بر تمرکز عناصر پیرامون یک مرکز استوار بود؛ نظمی که در آن، نگاه‌ها و حرکت‌ها به سوی نقطه‌ای واحد هدایت می‌شوند. از همین رو، فضای اجرای تعزیه بخشایش، در نگاه نخست، شباهتی به آمفی‌تئاترهای یونان باستان دارد؛ با این تفاوت که معنای اصلی آن از دل باورها و آیین‌های عاشورایی مردم این سرزمین برمی‌آید. این مکان با گنجایش اعلام‌شده بیش از پنجاه هزار نفر، هر سال پذیرای عزادارانی است که برای حضور در این مراسم گرد هم می‌آیند؛ جمعیتی که آمدنشان، خود گواه پیوند عمیق این آیین با زندگی و حافظه مردم است.

زبان خاموش رنگ‌ها

در تعزیه، هر رنگ چیزی بیش از جلوه‌ای ظاهری است. رنگ‌ها بر جامه شبیه‌خوانان، پرچم‌ها، یراق‌ها، خیمه‌ها، سربندها و ابزار صحنه می‌نشینند، اما کارشان تنها آراستن صحنه نیست؛ آن‌ها نشانه‌هایی‌اند که پیش از سخن‌گفتن بازیگر، بخشی از هویت و سرنوشت شخصیت را آشکار می‌کنند. رنگ در تعزیه، زبانی خاموش است که مخاطب با آن، مرز میان اولیا و اشقیا، پاکی و پلیدی، امید و اندوه را درمی‌یابد.

انتخاب رنگ‌ها در این هنر، از ریشه‌های تاریخی، دینی، عرفانی و سنتی فرهنگ ایرانی ـ اسلامی تأثیر پذیرفته است. ازاین‌رو، شناخت معنای رنگ‌ها و رعایت تناسب آن‌ها با شخصیت‌ها، از اهمیت فراوانی برخوردار است. در تعزیه بخشایش نیز رنگ‌ها بر پایه سلیقه‌ای صرفاً شخصی انتخاب نشده‌اند، بلکه در پیوند با قواعد و نشانه‌های شناخته‌شده این هنر به کار رفته‌اند.

رنگ سبز، که یادآور بهار، زندگی و امید به حیات جاوید است، جایگاه ویژه‌ای در پوشش و وسایل اولیاخوانان دارد. این رنگ، در ذهن مخاطب، با حقیقت و درستی راهی پیوند می‌خورد که شهیدان در آن زنده‌اند و یادشان در گذر زمان از میان نمی‌رود. در برابر آن، رنگ سفید برای اهل توبه و برخی شخصیت‌های پاک به کار می‌رود؛ رنگی که نشانه پاکی روح، پیوستن به آسمان و گذر از جهان فانی به سوی ابدیت است. سفیدی کفن نیز همین معنا را در خود دارد: پایان زندگی زمینی و آغاز سفری دیگر.

در سوی دیگر صحنه، رنگ زرد برای اهل وسوسه و رنگ سرخ برای اشقیاخوانان دیده می‌شود. سرخی پرِ کلاه‌خود آنان، یادآور خون و خشونتی است که بر صحنه کربلا سایه افکنده است. این تقابل رنگ‌ها، بی‌آنکه نیازمند توضیحی طولانی باشد، به مخاطب کمک می‌کند تا جایگاه شخصیت‌ها را در جهان تعزیه دریابد.

رنگ اسب‌ها، خیمه‌ها و علم‌ها نیز از همین منطق پیروی می‌کند. ذوالجناح، اسب امام حسین(ع)، در سپیدی برف‌گون ظاهر می‌شود؛ سپیدی‌ای که با پاکی و مظلومیت پیوند دارد. در مقابل، اسب مخالف‌خوانان به رنگ سرخ آراسته می‌شود تا یادآور دست‌های آلوده به خون و ستم باشد. در این میان، سیاه نیز جایگاهی خاص دارد؛ رنگی که افزون بر معنای سوگواری، در سنت عرفانی و مذهبی، با وقار و حرمت همراه است. از همین رو، نسوان خوانان در تعزیه بخشایش با چادر و بالاپوش سیاه از سر تا پا پوشیده می‌شوند؛ پوششی که اندوه و اسارت را به ذهن می‌آورد.

در انتخاب رنگ علم‌ها و رایت‌ها نیز به پیشینه تاریخی پرچم‌ها توجه شده است. با استناد به تاریخچه درفش‌ها از باستان تا امروز رنگ‌های سرخ، سفید و سیاه از لحاظ ترتیب به دوره‌های امویان، علویان و عباسیان اشاره می‌کند و این پیشینه، شیوه انتخاب رنگ‌ بیرق‌ها را در تعزیه بخشایش شکل می‌دهد. همچنین رنگ آبی کم‌رنگ، با یادآوری آب، آسمان و لطافت طبیعت، در پوشش اولیاخوانان به کار می‌رود تا در میان رنگ‌های پرقدرت و متضاد صحنه، جلوه‌ای آرامش‌بخش پدید آورد.

در چنین ترکیبی، رنگ‌ها از حد زینت فراتر می‌روند و به بخشی از زبان نمایشی تعزیه بدل می‌شوند؛ زبانی که در آن، هر جامه و هر نشانه، در خدمت روایت قرار می‌گیرد. دقت در این انتخاب‌ها را می‌توان از ویژگی‌های شیوه اجرایی‌ای دانست که استاد گوهریان در سامان‌دهی تعزیه بخشایش به آن توجه داشت.

موسیقی؛ صدای پنهان روایت

تعزیه را نمی‌توان از شعر و موسیقی جدا کرد. این دو، در کنار حرکت، صدا و کنش شبیه‌خوانان، روح نمایش را شکل می‌دهند و به رویدادها جان می‌بخشند. موسیقی در تعزیه صرفاً همراهی‌کننده صحنه نیست؛ خود بخشی از روایت است. گاه فاصله میان دو صحنه را مشخص می‌کند، گاه مخاطب را برای رخدادی تازه آماده می‌سازد و گاه، پیش از آنکه حادثه‌ای روی دهد، سایه آن را بر دل تماشاگر می‌اندازد.

شناخت سازها، ادوات و مقام‌های موسیقایی در نسخه‌های شبیه‌خوانی، برای اجرای درست مجالس تعزیه ضروری است. هر نغمه و هر ضرب‌آهنگ می‌تواند کارکردی نمایشی داشته باشد؛ شخصیت‌ها را از یکدیگر متمایز کند، حرکت‌های آنان را معنا ببخشد و به‌ویژه در صحنه‌های نبرد، هیجان و کشمکش را افزایش دهد. در این هنر، موسیقی نه در حاشیه، بلکه در متن ماجرا حضور دارد و به مخاطب کمک می‌کند تا فراز و فرود روایت را با جان خود احساس کند.

در تعزیه بخشایش، نقش موسیقی در شیوه اجرای اشقیاخوانان به‌خوبی نمایان می‌شود. شمر بن ذی‌الجوشن و دیگر مخالف‌خوانان، با غریو کوس تاتاری، طبل سلیمانی و طبل فرنگی، هیبت و خشونت خود را به نمایش می‌گذارند. صدای طبل‌ها و کوس‌ها، فضای صحنه را از آرامش بیرون می‌آورد و مخاطب را با سنگینی لحظات نبرد روبه‌رو می‌کند. این صداها تنها برای ایجاد هیجان نیستند؛ آن‌ها بخشی از سیمای نمایشی شخصیت‌هایی‌اند که در برابر حقیقت ایستاده‌اند.

در برابر این هیاهو، توبه حر بن یزید ریاحی با لحنی حزین و غم‌نواز اجرا می‌شود. موسیقی در این بخش، از جنس غوغا نیست؛ آرام‌تر و اندوه‌بارتر است و با دگرگونی درونی شخصیتی همراه می‌شود که راه خود را تغییر می‌دهد. در شهادت‌خوانی اولیاخوانان نیز نواختن قره‌نی نقشی مؤثر در انتقال حس و پیام واقعه دارد. بدین‌ترتیب، موسیقی تعزیه بخشایش با تغییر لحن و آهنگ، میان خشونت و پشیمانی، نبرد و شهادت، فاصله می‌گذارد و هر صحنه را با حال‌وهوای متناسب خود همراه می‌کند.

ادبیاتی برآمده از جان مردم

تعزیه هنری است که در سرزمین ایران بالیده و با فرهنگ و باورهای مردم این سرزمین درآمیخته است. رنگ ایرانی آن را می‌توان در شعرهای منظوم، تشبیهات، شیوه گفت‌وگو و مناظره شخصیت‌ها، رجزخوانی‌ها، حمله‌خوانی‌ها، پوشش‌ها و حتی نحوه استفاده از جنگ‌افزارها دید. این هنر از زندگی مردم جدا نبوده است؛ در میان آنان شکل گرفته، با زبان آنان سخن گفته و اندوه و ارادتشان را به روایت درآورده است.

شبیه‌نامه‌نویس، در چنین فضایی، از دل جامعه برخاسته و با تکیه بر زبان مردم، نیروی تخیل و جهان‌بینی ایرانیان مسلمان، روایت دلاوری و دریادلی امام حسین(ع) و یارانش را به نظم کشیده است. از همین رو، ادبیات تعزیه را نمی‌توان تنها با معیارهای رسمی و محدود شعر سنجید؛ زیرا این ادبیات، افزون بر جنبه‌های لفظی و عروضی، وظیفه‌ای نمایشی و عاطفی نیز بر عهده دارد. کلام باید بر زبان شبیه‌خوان بنشیند، با موقعیت صحنه هماهنگ باشد و بتواند احساس مخاطب را برانگیزد.

البته در برخی شبیه‌نامه‌ها، گاه استواری وزن و قافیه یا تناسب واژگان با موقعیت و شخصیت‌ها نادیده گرفته شده است. بااین‌حال، شیرینی بیان و صمیمیت زبان در بسیاری از این متون، ویژگی‌هایی است که آن‌ها را به حافظه و ذوق مردم نزدیک می‌کند. در تعزیه بخشایش، به ارزش ادبی و عروضی اشعار توجه ویژه‌ای شده و واژه‌ها و اصطلاحاتی که با گفتار اهل‌بیت(ع) و فرهنگ عاشورا تناسب نداشته‌اند، مورد بازنگری قرار گرفته‌اند. همچنین در تنظیم و پالایش متون، به تحریف‌هایی که عاشوراپژوهان مبرز درباره آن‌ها هشدار داده‌اند توجه شده و کوشش بر آن بوده است که روایت‌ها با واقعیت‌های تاریخی سازگار باشند.

اشعار به‌کاررفته در شبیه‌نامه‌های این تعزیه، از آثار شاعرانی چون میرزامحمدتقی قمری دربندی، فایز و شعاعی دربندی، آخوند ملاحسین مراغه‌ای، مشهدی علی‌اصغر جورابچی متخلص به دلریش، سیدرضا حسینی مشهور به سعدی زمان، حجت‌الاسلام محمدتقی نیّر، حاج رضا صراف تبریزی و دیگر شاعران ادبیات شیعی و مذهبی انتخاب شده‌اند. حضور این نام‌ها در متون تعزیه، پیوند این آیین را با سنت دیرپای شعر مذهبی نشان می‌دهد؛ سنتی که در آن، شعر نه فقط برای خواندن، بلکه برای اجرا، شنیدن و شریک‌شدن در یک تجربه جمعی سروده می‌شود.

در تعزیه، کلام وقتی به اوج اثرگذاری می‌رسد که با صدا، حرکت و حال‌وهوای صحنه درآمیزد. یک بیت می‌تواند گفت‌وگویی ساده را به لحظه‌ای سرنوشت‌ساز تبدیل کند؛ یک رجز می‌تواند شکوه یا غرور شخصیتی را آشکار سازد و یک مرثیه می‌تواند اندوهی را که در دل تماشاگر نشسته است، به اشک بدل کند. این پیوند میان شعر و اجراست که تعزیه را از یک متن مکتوب فراتر می‌برد و آن را به هنری زنده و مردمی تبدیل می‌کند.

میراثی که با رفتن صاحبش پایان نمی‌یابد

اکنون استاد حاج علی‌اکبر گوهریان در میان ما نیست، اما میراثی که در طول بیش از نیم قرن برای آن کوشید، همچنان در صحنه تعزیه بخشایش حضور دارد؛ در نظمی که برای اجرا پدید آورد، در رنگ‌هایی که هرکدام معنایی را به دوش می‌کشند، در نغمه‌هایی که فراز و فرود حوادث را روایت می‌کنند و در شعرهایی که زبان ارادت و اندوه مردم‌اند.

درگذشت او، بی‌تردید، فقدان یکی از چهره‌های اثرگذار این هنر آیینی است؛ اما آنچه از او به یادگار مانده، تنها خاطره یک هنرمند نیست. او در حفظ و سامان‌دهی سنتی سهم داشت که نسل‌های گوناگون با آن زیسته‌اند و از طریق آن، روایت کربلا را از نسلی به نسل دیگر رسانده‌اند. ارزش کار او را باید در همین تداوم جست‌وجو کرد؛ در اینکه تعزیه، با همه عناصر نمایشی و موسیقایی‌اش، همچنان می‌تواند مردم را گرد هم آورد و خاطره‌ای تاریخی را به تجربه‌ای زنده و مشترک تبدیل کند.

با رفتن گوهریان، یکی از چراغ‌های این مسیر خاموش شد، اما نوری که از سال‌ها تلاش و عشق او برخاسته است، در حافظه تعزیه بخشایش باقی خواهد ماند. یاد او، یاد مردی است که به آیین عاشورا دل سپرد و عمر خویش را در راه اعتلای آن صرف کرد؛ مردی که نامش با صحنه، نغمه، رنگ و کلام تعزیه این دیار پیوند خورده است.

در این خزان سرد، باید به یاد بهاران رفته نشست؛ اما نباید فراموش کرد که بعضی بهارها با رفتن صاحبانشان پایان نمی‌یابند. آن‌ها در خاطره‌ها ریشه می‌دوانند، در آیین‌ها ادامه پیدا می‌کنند و هر بار که صدای طبل تعزیه بلند می‌شود، هر بار که شبیه‌خوانی بر صحنه می‌ایستد و هر بار که نام حسین(ع) در میان جمعیت طنین می‌اندازد، دوباره جان می‌گیرند. استاد حاج علی‌اکبر گوهریان نیز از همین بهاران است؛ بهاری که یادش در خزان روزگار باقی خواهد ماند.

 

+ توضیح عکس: سال 1373ـ از راست: مرحوم علی اکبر گوهریان، استاد جابر عناصری، رئوف گوهریان (نویسنده)


* پژوهشگر و نویسنده ادبیات آیینی و انقلاب‌اسلامی

 

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.