×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : چهارشنبه 15 بهمن 1404  .::.   برابر با : Wednesday 4 February 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 114 خبر
فهم مردم، آب سردی بر آتش آشوب

زهرا حسین زاده

«اعتراض اجتماعی» یکی از مقبول‌ترین کنش‌های اجتماعی است که در هر کشور و هر حاکمیتی، معتبر دانسته شده‌است. اعتراض، اساساً با نیت خیرخواهانه و اصلاح‌گرایانه صورت می‌پذیرد و در ذات خود، شالوده نظام اجتماعی و سیاسی را قبول دارد، اما نسبت به برخی شیوه‌های اجرایی، منتقد است. اتفاقاً این شیوه انتقادی، به مرور، منجر به تحکیم ساختار نیز می‌شود. اما آن‌چه در روزهای اخیر در تبریز و برخی شهرها روی داد، نه تنها نیت خیری در آن دیده نشد، بلکه سراسر شرارت و تخریب بود.

حرکت آشوبگران در دو شب گذشته، فرسنگ‌ها با منافع و مصالح عمومی فاصله داشت. پنجشنبه شب، حوالی عصر، فراخوان «ساعت 20» زمزمه آغاز حرکتی متفاوت از اعتراضات چند روز گذشته بود. دقایقی از این ساعت نگذشته بود که شعارهای تند ساختارشکن، از محدوده شریعتی و 17 شهریور به گوش رسید. رفته‌رفته صدا بلند می‌شد، اما مشخص بود که تعداد شعاردهندگان، قابل‌توجه نیست. مشاهدات میدانی حاکی از آن است که جمعیتی در حدود 40 نفر که غالباً جوان و نوجوان بودند، در چهارراه 17 شهریور، شروع به سردادن «شعارهای اینستاگرامی» کردند. شور و هیجان‌شان رفته‌رفته بیشتر می‌شد. تعداد افراد در ساعت 21 به حدود 100 نفر می‌رسید. نهایتاً در شلوغ‌ترین حالت ممکن، تعدادشان به 150 نفر نیز نمی‌رسید.

 شعارهای تند آشوبگران، در ادمه به تخریب و هرج‌ومرج رسید. تخریب جدول‌های خیابان، آتش‌زدن جعبه زباله نبش چهارراه، شکستن شیشه ایستگاه‌های اتوبوس، شکستن میله‌ها و موانع ترافیکی، کندن درختچه‌ها و فضای سبز، از جمله تخریب‌هایی بود که پنجشنبه گذشته در مرکز شهر مشاهده شد. اوج‌ تخریب‌گری آن‌جا بود که المان «مرغ و موسیقی» نبش 17 شهریور را شکستند؛ المانی که از معدود سازه‌های هنری تبریز در سال‌های اخیر بود.

آشوبگرایان که حتی در میان خودشان نیز فاقد اتحاد شعار و اندیشه بودند، عملا نتوانستند گفتمان مشخصی از خود ارائه دهند و به تعبیر ساده‌تر، حرف حساب‌شان معلوم نبود  تعدادی، به فرد ایکس فحش می‌دهند و گروهی دیگر، خواستار بازگشت همان فرد بودند. برخی به یک زبان شعار می‌دهند و برخی به زبان دیگر، پاسخ دسته اول را می‌دهند. در این میان، ساده لوحی افرادی که برای «نگاه کردن» راهی خیابان می‌شوند و نمی‌دانند حضورشان، به حساب عددی آشوبگرایان واریز می‌شود، کمتر از آن شرارت و تخریب نیست. 

حال سوال این است که کدام یک از این شکستن‌ها و تخریب‌ها، با اهداف انتقادی و اعتراضی، سازگار است. ایجاد ناامنی و خشونت در جامعه، به حل کدام معضل اقتصادی کمک می‌کند؟ افرادی که به زعم خودشان معترض هستند، در اصل، جز تخریب شهر و تخلیه عقده‌های شخصی و اجتماعی، چیزی برای عیان‌ساختن ندارند.

رفتارهای مغول‌گونۀ این افراد، جز این‌که عرصه را برای حضور تروریسم داخلی و در وهله بعد، جسارت‌یافتن دشمن خارجی فراهم می‌کند، عایدی برای کشور و مردم نخواهد داشت. بدتر از همه این‌که چنین رفتارهایی، ظلم به «حق اعتراض و انتقاد» است. این آشوب‌‌ها، عرصه را برای انتقادات اصلاح‌گرایانه و مردمی تنگ می‌کند و باعث می‌شود، کسی مجال و جسارت انتقاد اجتماعی را نداشته باشد.

.قطع به یقین، نیروی نظارتی و پلیس، کارآمدی خاص خود را برای پاسخ به این هرج‌ومرج دارد، اما پیش از این، نقش بازدارنده مردم است که می‌تواند آب سردی بر آتش آشوب بنشاند. آشوب‌های جسته و گریخته، نباید با بهره‌گیری از تردد عمومی مردم، خود را فربه و قلدر نشان دهد. نقش مردم –مردمی که نجابت وبردباری در برابر رنج معیشت، ویژگی بارز آن‌هاست- نسبتی با تخریب و آشوب ندارد.

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.