×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : یکشنبه 9 آذر 1404  .::.   برابر با : Sunday 30 November 2025  .::.  اخبار منتشر شده : 97 خبر
افغانستان پرونده «استاد مکتب تبریز» را به یونسکو فرستاد

مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی کشور، درباره پیشنهاد افغانستان برای ثبت پرونده «نقاشی مینیاتور کمال‌الدین بهزاد» در یونسکو تاکید کرد: میراث فرهنگی این منطقه ریشه‌های مشترک دارد و مالکیت مطلق برای هیچ کشور قابل تعریف نیست؛ ثبت آثار مشترک تنها با مذاکره و توافق بین کشورها امکان‌پذیر است.

به گزارش آذرپیام، اخیراً پرونده‌ای با عنوان «مینیاتور کمال‌الدین بهزاد» از سوی افغانستان برای ثبت در فهرست انتظار یونسکو پیشنهاد شده است، که این اقدام با واکنش افکار عمومی در ایران از این نظر مواجه شد که هنر ایران به نام یک کشور دیگر تصاحب و ثبت خواهد شد، چنان‌که در سال‌های اخیر این روند پرتکرار بوده است. هرچند که یونسکو در این مورد دیدگاه متفاوتی دارد و قائل به مالکیت مطلق درباره میراث ناملموس نیست.

در این زمینه علیرضا ایزدی، مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، به تشریح روند ثبت آثار فرهنگی، امکان مشارکت بین کشورها و اهمیت احترام به میراث مشترک پرداخت و اظهار کرد: «یک خواهش همیشگی از دوستانِ مجموعه آموزش و پرورش دارم، شما موظف و مکلف به فرهنگ‌سازی هستید، ما هم یک میزان توان داریم. اطلاع‌رسانی و فرهنگ‌سازیِ من و رسانه، بخش بسیار ناچیزی از گستره جغرافیایی این سرزمین را دربر می‌گیرد، اما به هر حال، کنوانسیون ۲۰۰۳ یونسکو به هیچ‌وجه موضوع مالکیت را مطرح نمی‌کند. 

درست است؛ شما می‌توانید بگویید، فرش واقعاً خاستگاهش سرزمین ماست. من هم نمی‌گویم این جغرافیای یک‌میلیون و ششصد و چهل‌وهشت هزار کیلومتر مربعی، بلکه منظورم جغرافیای فرهنگی ایران است.»

او افزود: «واقعیت این است که بخش زیادی از میراث فرهنگی در این منطقه ریشه‌های مشترک دارد و کشورهایی مثل ایران، افغانستان و تاجیکستان در یک حوزه تمدنی گسترده شکل گرفته‌اند. بنابراین طبیعی است بسیاری از عناصر فرهنگی بین این سرزمین‌ها مشترک باشد. اما در شرایط امروز نمی‌توان برای این میراث «مالکیت مطلق» تعریف کرد. مثلاً شما نمی‌توانید بگویید فرش فقط و فقط متعلق به یک کشور است. ممکن است در قندوز افغانستان طرح و پیشینه‌ای ارائه شود که با نقوش ترکمنستان یا بخش ترکمن ما شباهت داشته باشد. این شباهت‌ها نشانه همان پیوند تاریخی است و باید برای آن احترام قائل شد.»

مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی در ادامه گفت: «قضیه گل محمدی هم همین است. در ترکیه به آن «اسپارتا» می‌گویند، در عربستان «رُز طائف». نمی‌دانم چرا برخی‌ اندکی دانش و فهم پیدا نمی‌کنند تا بدانند چه چیزی را بر زبان جاری می‌سازند. باید مردم ما هم متوجه شوند. یک‌بار یک خبرنگار به من زنگ زد و گفت: «عربستان گلاب محمدی را ثبت کرده.» گفتم اولاً «گلاب» کاملاً فارسی است و عربستان اصلاً گلاب ندارد! دوم اینکه مگر عربستان گل محمدی دارد که بخواهد آن را ثبت کند؟ اما چه حجم عجیبی از واکنش‌ها ایجاد شد! شاید برای من و شما یک محصول باشد، اما برای کاشانی، حیثیت است، برای روستای خاوه در استان مرکزی حیثیت است. نمی‌شود با اطلاعات غلط چنین آشوبی ساخت و ما هم بدویم اصلاح کنیم.»

او ادامه داد: «مثلاً ما می‌گوییم آش رشته یا سالاد شیرازی. سالاد شیرازی در ذائقه همه ما معنی دارد. اما همین سالاد را در اینترنت جست‌وجو کنید، هزار نسخه می‌بینید. هر کسی می‌تواند آن را بر اساس سلیقه خود با مستنداتی بگوید مال کشور من است. درست است، این را نمی‌توان نادیده گرفت. در خصوص بحث نقاشی هم، ما می‌گوییم «کمال‌الدین بهزاد» و این احترام برای این شخصیت وجود دارد، اما واقعیت ماجرا این است که نقاشی ایرانی، پیش‌تر تحت عنوان «نقاشی ایرانی» در یونسکو ثبت شده است. ما پرونده جهانی «نقاشی ایرانی» را ارائه دادیم و به ثبت رساندیم. حالا اگر افغانستان بخواهد این موضوع را مطرح کند، یونسکو از آن‌ها داده می‌خواهد، سؤال می‌پرسد که خاستگاه چیست، متعلق به چه جغرافیاست و … .»

مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی کشور اظهار کرد: «نقاشی ایرانی با همان مشخصات، به نام ایران ثبت شده است. حالا اگر افغانستان بخواهد مکتبی را تحت عنوان «مکتب بهزاد/ هرات»، ثبت کند، باید بیاید با ما بنشیند و رضایت ایران را بگیرد. درست مانند ماجرای «رَباب». زمانی که می‌خواستیم رباب را ثبت کنیم، یونسکو از ما خواست رضایت افغانستان را بگیریم. ما هم رفتیم پای میز مذاکره و افغانستان گفت: «بیایید مشترک ثبت کنیم.» گفتیم چه بهتر. رباب می‌تواند به سرانجام ۲۰ یا ۳۰ کشور برسد، «عود» هم همین‌طور. این‌ها به کاهش تنش‌های سیاسی و به افزایش فرهنگ اجتماعی ما کمک می‌کند. ما باید کمی نگاه‌مان را تغییر دهیم؛ همان‌طور که عرض کردم، میزان تأثیرگذاری ما محدود است.»

ایزدی این توضیح را اضافه کرد: «افغانستان می‌توانند ذیل پرونده ما (نقاشی ایرانی) بگویند این سبک و سیاق در افغانستان هم رواج دارد. اما آنچه متعلق به ایران است، بهزاد با آن شکل و شمایل و ویژگی‌ها، بدون نام ایران نمی‌تواند ثبت شود. همان‌طور که خط نستعلیق بدون ایران معنا ندارد، اما اگر بخواهیم خط ثلث را ثبت کنیم، باید برویم سراغ عراق و عربستان و نظر آن‌ها را بگیریم، و اگر روزی عربستان بخواهد نستعلیق را ثبت کند، باید بیاید سراغ ایران. این‌ها همه تفاسیر و قواعدی دارد که باید پای میز مذاکره حل شود. یونسکو هم به‌هیچ‌وجه دنبال ایجاد تنش نیست.»

 

کمال الدین بهزاد کیست؟

کمال‌الدین بهزاد، نامدار به استاد کمال‌الدین بهزاد، استاد بهزاد و استاد نقاش، نقاش ایرانی سده‌های نهم و دهم هجری بود. وی در دربار پادشاهان تیموری و صفوی صاحب منصب بود و بابت نوآفرینی در نقاشی ایرانی شناخته شده‌است.

استاد بهزاد پس از پیروزی شاه اسماعیل صفوی بر تبریز و استقرار پایتخت در آنجا، به تبریز نقل مکان کرد. حضور بهزاد در تبریز بعنوان نقطه عطفی در تاریخ هنر نگارگری ایران محسوب می شود. انتقال گروهی از هنرمندان مکتب هرات به تبریز و انتصاب برجسته‌ترین نماینده آن مکتب به سرپرستی کتابخانه دربار صفوی، به ظهور مکتب دوم تبریز انجامید. مکتبی که «شاهنامه طهماسبی» و «خمسه نظامی» دو دستاورد بی‌نظیر آن به شمار می‌رود.

این مکتب که مهر و نشان بهزاد را برخود دارد، برکارگاههای هنری دربارهای آن دوره از هند مغولی تا بخارای شیبانی و استانبول عثمانی اثر گذاشت.کمال الدین بهزاد در سال 942 ه.ق درگذشت و در جوار مزار کمال خجندی در باغ کمال بخاک سپرده شد.

 

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.