
به گزارش آذرپیام، دکتر پزشکیان، اگرچه یک بار در تماس تلفنی، خواستار بررسی حمله پهپادی به ایران از خاک باکو شد، اما به رغم دلایل مستند، قبول ندارد (یا اینکه دوست ندارد قبول کند) که رژیم باکو در ائتلاف قوی با اسرائیل است و اظهار دوستیهای علیاف، چیزی جز لفاظیهای دیپلماتیک نیست.
صدالبته که قاطبه مردم شیعه و مظلوم جمهوری اسلامی «قوم و خویش» ایرانیان آذری هستند اما این خویشاوندی، مطلقاً قابل تعمیم به «دولتمردان صهیونیستچی باکو» نیست.
سایت بولتنیوز در این خصوص، به تحرکات ضدایرانی دولت باکو اشاره کرد و نوشت: رژیمی که در باکو سفارت نظامی پنهان دارد، از خاکش علیه ایران عملیات تروریستی انجام میدهد، افسر موساد را در اتاق ریاستجمهوریشان راه میدهد، با افتخار در نقشه آذربایجان بزرگ دنبال تجزیه ایران است، خاکش سکوی ترور دانشمندان ایرانی شده، با اسرائیل مانور نظامی مشترک برگزار میکند، از خاکش برای شنود و جاسوسی علیه ایران استفاده میشود، نیروهای اطلاعاتیاش تحت آموزش مستقیم موسادند و حالا هم در جنگ اخیر، نقش پنهان لجستیکی برای دشمن ایفا کرده، دیگر اسمش فامیل نیست، اسمش شریک دشمن است.یک کشور همسایه نیست؛ یک تهدید امنیت ملی است.
نگاه عشیرهای، خطرناکتر از توطئههای دشمن است
بولتن نیوز در ادامه نوشت: «آقای پزشکیان! این نگاه عشیرهای شما، خطرناکتر از توطئههای دشمن است. ارتباطی که شما از آن دم میزنید، اگر بدون تصفیه رژیم باکو از صهیونیستها باشد، یعنی ورود رسمی موساد به کشورمان و تاریخ، آنهایی را که دروازههای کشور را به روی دشمن باز گذاشتند، نخواهد بخشید.»
بخش دوم سخنان پزشکیان، اشاره به این دارد که «این از کوتاهی ماست که باعث شده اسرائیل در باکو حضور داشته باشد. من باید ببینم گیر کارم کجاست که نتوانستم با برادران و خواهران خودم ارتباط برقرار کنم!»
جدا از اینکه صحبتهای پزشکیان، خودزنی آشکار رئیسجمهور علیه کشور است و حتی اگر درست باشد، جایش شورای اداری استان زنجان نیست، به دو نقلقول تاریخی درباره خدمات همهجانبه ایران به دولت باکو در دهه 70 شمسی میپردازیم، تا مشخص شود ایران نه تنها در باکو «گیر» نداشته بلکه، تمام حسننیت خود را به همسایه قدرنشناس و فراموشکار خود روا داشته است. متاسفانه پزشکیان بدون در نظر گرفتن این خدمات، کشور خودش را به «کمکاری و گیر دادن» به باکو متهم میکند.
عبدالعلیزاده: دستور دادم در اتاق علیاف بخاری نفتی بگذارند
- یک بار حیدرعلی اف نصف شب به مرحوم آیتالله هاشمی زنگ زدهبود و گفته بود اگر تا صبح به ما نان نرسانید، دیگر ما نخواهیم بود. همان شب مرحوم هاشمی با بنده تماس گرفتند و موضوع را گفتند. صبح روز بعد تا قبل از ظهر، اولین محمولهی نان ما به باکو رسید و همان روز آقای حیدرعلی اف زنگ زده و از من تشکر کردند بعدها من با آقای حیدرعلی اف صحبت کرده و قرارداد بستیم تا آرد آذریها را تامین کنیم و مدتی هم همین کار را کردیم.
- در سفر به نخجوان، زایشگاهی را دیدم که شیشههایش شکسته بود و میگفتند، یک مادر و نوزادش که تازه متولد شده بود، از شدت سرما یخ زده اند. دستور دادم از تبریز شیشه بیاورند و در همه اتاقهای زایشگاه بخاری نصب کنند. همین طور «در دفتر آقای «حیدر علیاف» هم دستور دادم بخاری نصب کنند و هر هفته گازوئیل و نفت با وانت میفرستادیم دفتر حیدر علیاف».
سردار حمید علیزاده: از سلاح و مهمات، تا سوخت و خورد و خوراک را در اختیار باکو قرار دادیم
بخشی از حضور مستشاری ایران در جمهوریآذربایجان، در دهه 90 میلادی، مربوط به «آموزش نظامی نیروهای ارتش جمهوریآذربایجان» بود. کل امکانات آموزشی، از عناصر آموزشدهنده گرفته، تا سلاح، مهمات، خودروها، سوخت و حتی خورد و خوراک نیروهای اعزامشده، بر عهده جمهوریاسلامی ایران بود.
حضور نیروهای ایرانی، روحیه رزم و ایمان را در ارتش جمهوریآذربایجان تزریق کرد. هنوز چهل روز از حضور ما نگذشته بود که برخی سربازان آذربایجان، در جنگ با نیروهای ارتش ارمنستان، رشادت از خود نشان دهند.
https://azarpayam.ir/News/Code/3408449
0 دیدگاه تایید شده