×

منوی اصلی

اخبار ویژه

امروز : پنجشنبه 17 اردیبهشت 1405  .::.   برابر با : Thursday 7 May 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 257 خبر
تحلیلی از تاریخ و نظام حقوقی تنگه هرمز

نگارنده: دکتر سیّد مهران معلّم

با موفقیت چشمگیر ایران در جنگ رمضان در "بستن" یا "کنترل ترافیک" تنگه هرمز برای بسیاری سؤال پیش آمد که آیا این کار با قوانین بین المللی سازش دارد و اگر آری چرا ما هیچوقت قبلا از این سلاح استفاده نکردیم؟ اصلا آیا تنگه هرمز مال ماست یا نه و اگر مال ماست چرا در حالت عادی ما از کشتی‌هایی که از آن عبور میکنند حق ترانزیت نمیگیریم؟

 

پاسخ به چند سوال مهم 

تمام این سوال‌ها مهم است و اگر همانطور که در زیر بطور مستند پاسخ داده شده مورد توجه قرار گیرد نشان میدهد که تنگه هرمز میتواند پایه قدرت یک ابرقدرت نظامی و اقتصادی (هم منطقه ای و هم جهانی) باشد.

اولا از لحاظ حقوق بین الملل آبراههای قابل کشتیرانی مجاور یک کشور تا مرز دریایی جزو خاک کشور هستند.  مرز دریایی ۱۲ مایل از ساحل است ولی این‌مایل، مایل دریاییست که ۱۸۵۲ متر است.  یعنی از ساحل تا ۲۲/۲ کیلومتر خاک کشور حساب میشود.  اگر دو طرف آبراهی ساحل باشد چنین آبراهی را تنگه میگویند.  اگر دو ساحل مال دو کشور مختلف باشد و عرض آبراه کمتر از ۴۴/۴ کیلومتر باشد معمولا یا وسط آبراه را و یا با قرارداد فاصله دیگری را مرز قرار میدهند.  اگر دو ساحل یک تنگه مال یک کشور باشد و عرض کمتر از  ۴۴ کیلومتر باشدتمام آبراه جزو خاک کشور بوده و بهترین نوع تنگه است.  

5 تنگه مهم جهانی

تنگه ها از نظر حاکمیت نظامی و بازده اقتصادی نقش بسیار مهمی برای کشورها دارند. بخصوص ۵ تنگه طبیعی مهم در جهان وجود دارد که بترتیب اهمیت، تنگه جبل الطارق، تنگه هرمز، تنگه باب المندب، تنگه بسفر و تنگه داردانل می‌باشند.  دو تنگه مصنوعی هم هست تنگه سوئز و تنگه پاناما که اهمیت اقتصادی دارند.  به عنوان نمونه از تنگه هرمز ۲۰ تا ۲۵ درصد نفت و گاز جهان و ۴۰ هزار کشتی در سال عبور میکند.  ۹۰ درصد تجارت ایران و ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران از این طریق عبور میکند.

اگر تنگه ای، تنگترین نقطه اش عریضتر از ۴۴ کیلومتر باشد در وسط آن منطقه ای خواهد بود که متعلق به هیچ‌کشوری نیست و آبراه بین المللی محسوب می‌شود.  همه کشورها حق عبور مسافرتی، تجاری و نظامی دارند و نیاز به کسب اجازه و پرداخت مالیات یا حق ترانزیت ندارند.  آسمان آن هم آسمان بین المللی حساب میشود و هر هواپیمایی میتواند عبور کند.

ولی مسئله باز ساده نیست.  تنگه بجز عرض و طول عمق نیز دارد.   اگر آب فقط در قسمت محدودی از تنگه به اندازه کافی عمیق باشد که کشتی بتواند عبور کند و آن نقطه بخصوص در داخل ۲۲ کیلومتر ساحل یک کشور باشد دیگر تنگه بین المللی نیست.    چنین تنگه ای به اصطلاح تنگنای مرزی دارد و یکی از بزرگترین نعمتهای جغرافیایی برای کشور صاحب است. 
اما باز این همه ماجرا نیست.  

یک پیچیدگی دیگر وجود جزایر است. اگر جزیره ای متعلق به یک کشور باشد مرز دریایی دور آن جزیره نیز خاک کشور میشود. ممکن است تنگه ای گشاد باشد و بین المللی باشد ولی وسطش جزیره ای باشد که این فاصله را کوچک میکند. در نتیجه دوباره آن تنگه بظاهر بی ارزش به خاک کشور و یک سرمایه بزرگ اقتصادی و نظامی تبدیل میشود.

 

نگاهی به تنگه هرمز 

حالا تنگه هرمز را نگاه کنیم.   تنگه هرمز خلیج فارس را به دریای عمان و آب‌های بین المللی وصل میکند. ساحل شمالی آن کشور ایران است و ساحل جنوبی کشور عمان.  طول تنگه هرمز ۱۵۸ کیلومتر و عرض آن از بندرعباس تا راس شوریط در عمان بین ۵۶ تا ۱۸۰ کیلومتر متغیر است.  

جالب آنکه عمق تنگه هرمز از عمق متوسط خلیج فارس بیشتراست و بنابرین در حال عادی اکثر تنگه قابل کشتیرانی است.  اگر این واقعیت را با عرض ۵۶ کیلومتری تنگه (بیشتر از ۴۴ کیلومتر)  کنار هم بگذاریم یعنی ۱۱ کیلومتر قابل کشتیرانی وسط تنگه، آبراه بین المللی بوده و دیگر تنگه هرمز نه برای ایران و نه برای عمان هیچ ارزش راهبردی ندارد.  يعنی تنگه هرمز یک جاده کشتیرانی بین المللیست که ما فقط حق تماشا داریم.

اما آن خدایی که جغرافیای ایران رو خلق کرد حکمتی بالاتر دارد.  سر تا سر خلیج فارس خداوند جزایر بزرگ و کوچکی خلق کرده ودر محلهای خاص قرار داده. به عنوان نمونه ایران صاحب ۳۰ جزیره قد و نیمقد در خلیج فارس است.  خداوند زنجیره ای از اینها را خیلی زیبا در دهانه تنگه هرمز قرار داده است.

بزرگترین جزیره قشم است که در باریکترین قسمت تنگه واقع است.دور این جزیره سه جزیره کوچک هنگام، لارک و هرمز واقع شده.  

هرمز قدیمی‌ترین و استراتژیک ترین جزیره است که از زمان هخامنشی مسکون و مال ایران بوده و نام تنگه هم بخاطر این شهر و جزیره هرمز  گذاشته شده.  در داخل خلیج فارس و دریای حد فاصل کیش تا قشم‌ چهار جزیره استراتژیک (راهبردی) بترتیب سیری، بوموسی، تنب کوچک و تنب بزرگ وجود دارد.

 

مرواریدی که در خلیج فارس داریم 

فواصل این رشته جزایر از یکدیگر و از ساحل با عمق خلیج دست بدست هم داده و تنها راه قابل کشتیرانی را کاملا داخل خاک ایران قرار می‌دهد.

به عنوان نمونه فاصله تنب بزرگ تا قشم ۳۱ کیلومتر است (کمتر از ۴۴ کیلومتر).  فاصله بوموسی یا ابوموسی تا تنب بزرگ ۴۲ کیلومتر  و تا بندر عجمان در امارات ۵۷ کیلومتر است ولی کنار ساحل امارات قابل کشتیرانی نفتکشهای بزرگ نیست و باید نزدیک ابوموسی عبور کنند که آنها را در خاک ایران می اندازد.

  هر یک از این جزایر را مرواریدی در خلیج باید دید که گرانبهاترین گردنبند جهان را برای ایران تشکیل میدهند.  اصلا باور نکردنیست.  حداقل جزیره کیش مرجانی است ولی چرا در جای عمیق خلیج فارس بدون آنکه آتشفشانی باشد خدا یک جزیره کوچک دو کبلومتری از کف دربا تا سطح آب بالا آورده و به ایران داده.  

متاسفانه بارها دیده ام که حتی تحصیلکرده های ما از جغرافیای جنوب کشور و خلیج فارس و اهمیت آن بی اطلاعند.  در لغت بندریها تنب یعنی تل و تپه.  این دو تنب در نظر آن کس که نداند دو تپه بی ارزش است.  تنب کوچک که پر از مارهای سمی دریایی و بدون آب آشامیدنیست. تنب بزرگ ۲۴ کیلومتر مربع مساحت و  ۱۰۰ سکنه نظامی دارد. تنب کوچک تنها دو کیلومتر مربع است و حدود ۱۸۰ سکنه دارد که همه سرباز و نظامیند ودر همین دو کیلومتر مربع اسکله و فرودگاه دارد.  

اما نهایت جهالت است که بگوییم چرا ایران برای یک تل مار بدون سکنه این همه منابع گذاشته و با امارات عربی که ادعای مالکیتش را دارد ۵۶ سال است که در جنگ است.  

ابو موسی با ۴۴ کیلومتر مربع کمی بزرگترست و حدود ۷۰۰۰ بومی از یک قبیله عرب زبان دارد که تکلمشان شبیه عربهای خوزستان است. خیلی‌هایشان هم قوم و خویش در دبی دارند.

حاکمیت ایران بر این چهار جزیره و بر قشم و هنگام و هرمز باعث شده که نه تنها ایران مالک بی منازع تنگه هرمز باشد بلکه بتواند از نظر نظامی هم بر کل ترافیک دریایی در خلیج فارس تسلط و نظارت داشته باشد.

 

چرا عوارض نمی گیریم 

حالا سوال مهم آن است که اگر جغرافیا و فواصل خدادادی، این تنگه را و خلیج را مال ایران‌کرده پس چرا ایران هیچوقت آن را نبسته و از آن مالیات نمی‌گیرد.

 الان ترکیه از تنگه بسفر به ازای هر تن کشتی حدود ۶ دلار حق ترانزیت میگیرد.   با تجارت بسیار گران انرژی، کود، آلومینیوم و پلیمر در خلیج فارس  ایران به راحتی می‌تواند ۱۵ تا ۳۰ میلیارد دلار یا بیشتر در سال درآمد داشته باشد ولی الان هیچ چیز نمی‌گیرد.  دلیل این تناقض را باید در تاریخ استعماری ایران و دولتهای فشل ایران در ۵۰۰ سال گذشته جستجو کرد.   به عبارت دیگر ایران‌مالکیت را دارد ولی دنیای استعماری آن را به رسمیت نمی‌شناسد.

از نظر تاریخی اهمیت تجاری و راهبردی خلیج فارس و تنگه هرمز از زمان هخامنشیان شناخته شد و شهر هرمز بنا گردید.  در زمان ساسانیان کل خلیج فارس در هر دو طرف و یمن (تنگه باب المندب) متعلق به ایران بود.  در تمام تاریخ تا قرن شانزدهم هیچ‌منازعه ای با حق و حاکمیت ایران وجود نداشت. اما با شروع دوران استعماری پرتغالی‌ها متوجه اهمیت خلیج فارس و خصوصا تنگه هرمز شدند.  در سال ۱۵۰۷ جزیره هرمز را تصاحب کردند. 

پرتغال در شاخ جزیره و مرکز شهر هرمز قلعه ای با بار.  توپخانه ساخت تا بر ترافیک خلیج کنترل داشته باشد. این قلعه هنوز وجود دارد و به عنوان دژ پرتغالی‌ها از مکان‌های دیدنی جزیره هرمز است.  برای ۱۱۰ سال آینده استعمار پرتغالی در منطقه تسلط داشت.

 از میوه نارنج پرتغالی  که الان همه کشورهای منطقه به آن پرتگال با معرب آن پرتقال میگویند گرفته تا واحد پول خیلی کشورها که ریال (یعنی طلای واقعی) است از زبان پرتغالی گرفته شده است.استعمار پرتغالی هم فیزیکی و هم فرهنگی در ایران پخش شد.  در آغاز قرن ۱۷ میلادی (سال‌های ۱۶۰۰ به بعد) بازیگر جدید اروپایی یعنی انگلیس وارد معرکه شد. 

 

تاریخ چه می گوید 

شاه عباس صفوی حاکم ایران بود. ایران در شمال غرب دشمن قهاری بنام امپراطوری عثمانی داشت که می‌خواست ایران شیعه را بگیرد.  عثمانیها مخترع توپ و فاتح قسطنطنیه بودند و سلاح مدرن توپ و تفنگ دماشتند.   در جنوب هم پرتغالی‌ها کنترل خلیج فارس و دریای عمان را داشتند.  شاه عباس تصمیم گرفت با هردو دربیفتد و برای ابن کار با انگلیس شریک شود.   معامله این بود که انگلیس سپاه ایران را به ادوات جدبد و توپخانه مجهز کند و در عوض در جنوب، ایران پرتغالی‌ها را بیرون کند و تجارت جنوب را به دست انگلیس بسپارد. 

شاه عباس موفق شد و عثمانی را شکست داد ولی انگلیسی‌ها شریک خوبی نبودند. متاسفانه ریشه بسیاری از مشکلات ۴۰۰ سال بعد تا به امروز ایران و خاور میانه باز کردن پای انگلیس به این منطقه با آن توافق استعماری بود.  

قرار بود حاکمیت با ایران باشد و تمام امیر های جنوب را دولت مرکزی ایران تعیین کند و انگلیس فقط در زمینه تجارت و عمران(استعمار) نقش داشته باشد ولی در عمل خصوصا بعد از تسخیر هند توسط امپراتوری انگلیس، این‌کشور حاکم بالفعل منطقه شد و سعی کرد تمام جنوب ایران را مستعمره خود بکند.

داستان مبارزات دلواریها، تنگسیریها و بوشهریها و خیانت‌های قاجار را شنیده اید. 

سرانجام در دهه ۱۹۷۰ میلادی با افول امپراتوری انگلیس و تصمیم به خروج قرار شد به استعمار انگلیس پایان داده شود.  اما ابن بار هم انگلیسی‌ها با ذکاوت خود شاه دست نشانده پهلوی و صدراعظم احمق او را گول زدند و خیانت‌های زیر را ثبت کردند:

 ۱- برای اولین بار در تاریخ، امیرنشینهای جنوب خلیج را از ایران جدا کردند و دولتی من درآوردی با  آل مکتوم و آل نهیان بنام امارات متحده عربی درست کردند.

۲- مرواريد خلیج فارس جزیره بحرین را که همه مردمانش شیعه و فارسی بودند از ایران جدا کرده و زير دست امیر سنی مذهب آل خلیفه گذاشتند.

۳- مهمتر از هر دو اینها سه جزیره استراتژیک ابوموسی، تنب بزرگ، و تنب کوچک را به دولت جدید و من درآوردی امارات واگذار کردند.  تمام این نقشه برای آن بود که با حذف این ۳ جزیره ایران حاکمیت بر تنگه هرمز نداشته باشد.

دولت پهلوی دو ماده اول را قبول کرد ولی الحمدالله حداقل گردن زیر بار سوم نگذاشت و با ارسال یک تیپ سرباز در ۱۹۷۱ میلادی این سه جزیره را اشغال نظامی کرد.  امارات متحده هم که چیزی نبود که بجنگد و دنباله آن را تا ۲۰ سال بعد و وسط جنگ ایران و عراق نگرفت.

الان از نظر حقوقی از لحاظ فیزیکی جزایر متعلق به ایران و تحت حاکمیت ایران است و ۵۵ سال است که اینجوری بوده است. از لحاظ قانونی انگلیس و آمریکا حاکمیت ایران را به رسمیت نمی‌شناسند و میخواهند به دادگاه لاهه ارجاع کنند.اما در عرف جهانی اصطلاحی هست که میگوید 
Possession is nine tenth of the law
یعنی سکونت و حضور فیزیکی ۹۰ درصد مالکیت قانونی است.  یعنی اگر زور نظامی داشنه باشی که نتوانند تخلیه ات بکنند زمین مال توست هر ادعایی هم میخواهد باشد.
با توجه به مراتب فوق، ایران تنها نیاز به نیروی نظامی دارد که بتواند یک بار حاکمیتش را اعمال کند و وقتی کرد دیگر جا می افتد.

متاسفانه تا نبرد رمضان امسال هر بار که ایران سعی کرده کنترل نظامی این شاهراه را در دست بگیرد با واکنش نظامی آمریکا و انگلیس و هم پیمانانشان روبرو شده و عقب نشینی کرده.  حتی در زمان جنگ ایران و عراق (۱۹۸۶) نتوانست بطور محدود برای جلوگیری از صادرات نفت عراق و هم‌پیمانش کویت اقدام کند.  امسال انشاءالله سال سرنوشت ساز است و سرانجام حاکمیت ایران که سالها پیش از دستش دادیم به یمن وجود مقدس جمهوری اسلامی به ایران باز می‌گردد.

 

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.