نگارنده: نیما عظیمی
لطفا یک معرفی کوتاه از خود داشته باشید.
درود بی پایان به ایران وایرانیان جان. در خانوادهای هنردوست، چهل سال پیش وارد هنر نقاشی و خوشنویسی شدم. دوره تحصیلاتم در تهران سپری شده و دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشتهی «هنرهای تجسمی». درکنار فعالیت هنری خود، دههی هفتاد از محضر خسرو آواز ایران زمین شادروان استاد شجریان تلمذ کردم. دهه هشتاد به تبریز برگشتم و فعالیت هنریام را درتبریز ادامه دادم. صدها هنرجو درعرصه های هنری تحویل جامعه هنری و فرهنگی کشورم دادهام که الآن هرکدام جزو برترینهای جامعهی هنری هستند. ارتباط بین المللی درعرصه های هنری که اعم از شرکت در نمایشگاه ها و سمپوزیوم ها و داوری های بین المللی درخصوص هنر درسطح دانشگاهی جزو فعالیت های اخیرم میباشد. اکنون با نمایشگاه نقاشی تحت عنوان «حمایت جهانی از حیات وحش و گونههای درحال انقراض» یک رویداد فرهنگی و هنری را در گالری تبریز، پردیس رسانه و هنر سازمان فرهنگیاجتماعیورزشی شهرداری تبریز توسط هنرجویانم برگزار کردیم؛ که بسیار خلاقانه و بدون اغراق، در نوع خود کم نظیر بود.
چگونه به سمت هنر گرایش پیدا کردید؟
برادر بزرگتر بنده نیز نقاشی میکردند؛ و در دههی شصت درصدا و سیمای آذربایجانشرقی مشغول به کار بود. همان سالها گاهی دست به لوازم نقاشی اخوی میبردم و سعی میکردم نقاشی کنم. به تشویق ایشان و مرحوم ابوی و مادرم وارد عرصه هنر شدم. دستخط پدرم بسیار عالی، و مادرم نیز دستی به نقاشی داشت.
اولین جرقههای هنری در وجود شما چه زمانی زده شد و چگونه به سمت هنر گرایش پیدا کردید؟
با اجازهی شما، اول سوالِ دوم را پاسخ میدهم و سپس اولی را. جسارتا من جمله ای را عرض میکنم: « هنر، خِرَد پرور است». ببینید اصلِ معنی هنر یعنی خلق چیزی که قبلا نبوده و در متعالیترین حالت خلق شده. در واقع میتوان گفت هنر صورت گرفته اما اساسا انسانها از هنر بهعنوان زبان ارتباط و بیان زیبا و تاثیر گذار نیز استفاده کردهاند و استفاده میکنند و خواهند کرد. برای همین است که هنرمندان تاثیر چشمگیری در تحولات یا حفظ داشتهها میگذارند؛ زیرا زبانی زیبا برای شنیدن و دیدن دارند. هیچ کاری بدون دغدغه پیش نمیرود. دغدغه، خود جزو پایه های یک فعالیت و ارائهی هر اثری است. فعالیت هنری هم استثنا نیست و همان دغدغهها موجب میشود مصممتر برای یک هدف پیش رفت. اما برای کم کردن شدتِ حاشیهها، از یکسری فضاها و آدمها مجبوریم دوری کنیم تا تمرکز و توانمان را هدر ندهیم، و دست آخر بدون اغراق، پیروز از میدان خارج میشویم.
در نقطهی آغاز این گفتوگو، «ایران و ایرانیان» را مورد ستایش قرار دادید. میدانم که در آثار هنریتان نیز روحیهی ایراندوستی خودتان را تزریق نمودهاید.. همچنین در خارج از مرزهای ایران نیز با آثار ارزشمند خود، از فرهنگ و هنر ایران نگاهبانی کردهاید.. در این مورد نیز اندکی توضیح دهید.
من میکوشم تا از اصطلاحات و کلمات مثبت، بیشتر برای ستایش ایران استفاده کنم. برای مثال، این مصرع که «چو ایران نباشد تن من مباد» زیباست؛ اما مقصودم از مثبت این است که مثلا بگویم: «چو باشد همه عشق ایران، هوای دلم/یقین تا ابد ماندگارم، رَوَنده رهم»
البته من شعربلد نیستم و این بیت، لحظهای به زبانم جاری شد(لبخند).
به چند کشور سفر داشتم و ارتباط فرهنگی مزید بر علت شد تا به وضوح ببینم که «ملت ایران، ملت بزرگی,ست» و چه ریشهی تنومندی داریم. بهویژه از باب هنر، بینظیریم. مثلا در موزهها و مساجد تمام شهرهای ترکیه، کتیبههای زبان فارسی پرشمار است . یا در ایتالیا حتی میتوانید فرهنگ اصطلاحات بازمانده از ایران را براحتی پیدا کنید. شما موزه لوور را ببینید. آنجا از تمام کشورهای دنیا، تنها یک غرفه چندمتری آثار باستانی می بینید، اما از ایران به اندازه ۲۵۰۰ اثر ملی و تاریخی وجود دارد؛ حتی بیشتر از مصر. اما مردم تبریز به نقاشی پولی نمیدهند. برای همین است که هنرمندان درجهی یک در تبریز نمی مانند. همگی یا در تهرانند یا در خارج از ایران. درحالیکه تبریز به شهرفرهنگی و هنری معروف است. فرهنگ فرهیختهی آذربایجان را نگذاریم که به دست نا اهلان و بیگانگان بیفتد.
با آرزوی پیروزی و سربلندی پیوسته برای شما هنرمند ایراندوست. سپاسگزاریم از وقتی که در اختیارمان قرار دادید.
بابت وقتی که گذاشتید و این گپ ماندگار را رقم زدید بینهایت سپاسگزارم. همیشه در اوج باشید. پاینده ایران و ایرانی.
منبع: همنوا
https://azarpayam.ir/News/Code/3926239
0 دیدگاه تایید شده