
به گزارش آذرپیام، با اجرای کودتای آمریکایی انگلیسی، دکتر مصدق با اعلام رسمی رادیو، از کار برکنار شد و مطابق طراحی عملیات، نخستوزیری ایران، به فضلاللّه زاهدی، سرلشگر ارتش رسید. از ظهر 28 مرداد، منزل مصدق توسط نیروهای ارتش، مورد محاصره قرار گرفت. در پی این اتفاق، زاهدی در اعلامیهای، از مصدق خواست ظرف ۲۴ ساعت خود را به شهربانی معرفی کند. زاهدی همچنین در تلگراف دیگری به محمدرضا شاه، از او خواست با خیال آسوده به ایران برگردد. به این ترتیب، ایالات متحده و انگلیس به عنوان بازیگران اصلی کودتا علیه دولت قانونی ایران، با طراحی عملیات آژاکس، توانستند محمدرضا شاه را که از چند روز پیش به بغداد و سپس رم، پناه برده بود، به تاج و تخت بازگردانند. مصدق در روز ۲۹ مرداد خود را به زاهدی تسلیم کرد و بازداشت شد و بر خلاف قانون و عرف سیاسی، دادگاه نظامی، کار محاکمه نخستوزیر را آغاز مرد. مصدق پس از کودتای ۲۸ مرداد در دادگاه نظامی محاکمه و با توجه به تبرئه او از اتهامات اصلی چون «تلاش برای برهم زدن اساس سلطنت» و «کودتا علیه قانون اساسی» به سه سال حبس مجرد (انفرادی) محکوم شد. او پس از سالها انزوا و خانهنشینی ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ درگذشت و در یکی از اتاقهای خانهاش در قلعه احمدآباد، به خاک سپرده شد.
بخشی از مباحث تاریخی تبریز و آذربایجان با فعالیتهای مصدق پیوند خورده است. او در 39 سالگی، والی آذربایجان شد و میتوان گفت از همین دوره بود که نام مصدق به عنوان یک چهره سیاسی توانمند و متفاوت، در سیاست و حکمرانی ایران مطرح شد. بعلاوه، مصدق در ماجراهای فرقه دموکرات آذربایجان نیز گاه با قضاوتهای نادرست یاد میشود.
مصدق نوجوان در تبریز
مصدق در دوره نوجوانی، به همراه دایی خود، عبدالحسین میرزا فرمانفرما (پدر زن مظفرالدین میرزا که به رسم قاجار، دوران ولیعهدی را در تبریز میگذراند) در تبریز حضور داشت. دوره حضور مصدق در تبریز، بیش از یک سال به طول کشید. آشنایی مصدق به زباان ترکی، به همین دوره باز میگردد.
مصدق با چه شرطی، والیگری آذربایجان را پذیرفت؟
دکتر مصدق برای تصدی این منصب گفته بود اگر فرمانده لشکر در آذربایجان زیر نظر والی، نه وزارت جنگ کار کند این سمت را می پذیرم. به همین وزیر جنگ سردار سپه به او اطمینان داد که اوامر او قابل اجرا خواهد بود. بنابراین او راهی آذربایجان شد اما کمتر از شش ماه دوباره وی از این سمت نیز استعفا داد. مصدق بعدها در خاطراتش علت استعفایش بر والی گری آذربایجان را کسالت و نامساعد بودن وضعیت جسمانی اش عنوان کرد.
دوره والیگری مصدق در آذربایجان، مصادف با بحثهای داغ پیرامون مسئله نفت شمال ایران بود. اخبار مربوط به نفت شمال، توجه بسیاری از سیاستمداران و مردم را به خود جلب کرده بود. مصدق در این زمان، نقش مهمی در پیگیری و بررسی این موضوع ایفا کرد. او در نامهای به مشیرالدوله، نخستوزیر وقت، از اوضاع آذربایجان و تأثیر اخبار نفت شمال بر افکار عمومی گزارش داد و خواستار شفافسازی در این زمینه شد.
مصدق و اعتبارنامه پیشهوری
مصدق در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی، رئیس کمیسیون خارجه بود. رد اعتبارنامه میرجعفر پیشهوری، رهبر فرقه جداییطلب و سرسپرده دموکرات آذربایجان، از اتفاقات جنجالی این دوره است. یکی از اتهامات ناورا به مصدق، مخالفت با رد این اعتبارنامه است. حال آنکه مخالفت مصدق، مربوط است به رد اعتبارنامه نماینده دیگری از تبریز به نام «حاج رحیم خونی» که آرای موافق و مخالف یکسان داشت. از قضا اعتبارنامه هر دو نماینده، در یک روز به صحن مجلس آمد. اعتبارنامه پیشهوری با اکثریت آرا رد شد و تلاش مصدق برای دفاع از خویی، از سوی بدخواهان (یا افرادی ناآگاه) به مخالفت با رد اعتبارنامه پیشهوری شهرت یافت.
در جلسه مورخه ۱۲ تیر ماه ۱۳۲۳ مجلس، که تعداد نمایندگان حاضر ۹۹ نفر بود اعتبارنامه حاج رحیم خونی با ۴۸ مهره سیاه (مخالف) و ۴۸ مهره سفید (موافق) و سه نفر ممتنع مواجه شد و اکثریت اعلام کردند اعتبارنامه تصویب نشده ولی عقیده دکتر مصدق بر خلاف اکثریت بود و آن را بلاتکلیف می دانست و معتقد بود که مجددا باید مورد رأی واقع شود. نطق دکتر مصدق در این زمینه در روزنامه «اطلاعات» به تاریخ ۱۵ تیر ماه ۱۳۲۳ یعنی یک هفته مانده به بررسی و رأی گیری اعتبارنامه پیشه وری درج شده است. در همین جلسه، اعتبارنامه پیشهوری به اتفاق آرا رد شد و اساساً جایی برای مخالفت یا موافقت مصدق باقی نمیماند.
بعدها حسن نزیه (زاده ۱۳۰۰ تبریز – درگذشته ۲۴ شهریور ۱۳۹۱ پاریس) سیاستمدار، حقوقدان و مدیر اجرایی بود، که از ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۸ در دولت موقت ایران، بهعنوان مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران فعالیت میکرد، در مصاحبهای، درباره موضعگیری صریح مصدق درباره پیشهوری و فرقهاش، چنین گفت: «دکتر مصدق با او (پیشهوری) تماس نداشت، حتی من روزی یادم میآید دکتر مصدق پرسید که پیشهوری کجایی است؟ گفتم که پیشهوری خلخالی است. گفت، آقا بفرمایید خرخالی است نه خلخالی! مصدق راجع به پیشه وری به این صورت قضاوت کرد با نهایت ناراحتی میگفت اگر این آدم میآمد مثل مشروطه خواهان آذربایجان یک حرکت وسیعی پیشنهاد میکرد برای تحکیم مبانی مشروطیت و آزادی خیلی بهتر بود.»
منابع:
تاریخ ایرانی
https://azarpayam.ir/News/Code/1093421
0 دیدگاه تایید شده