گروه : سیاسی
نگارنده: فرهاد باغشمال | مدیر مسئول
- حکایت
فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ توسط مظفرالدینشاه امضا شد و علمای به بست نشسته در حرم حضرت عبدالعظیم و همچنین متحصنین در سفارت انگلیس به خانههای خود بازگشتند. مجلسِ اول در ۱۴ مهر همان سال در تهران گشایش یافت و به تدوین قانون اساسی پرداخت و در آخرین ساعات حیات مظفرالدین شاه، قانون به امضای او رسید.
تنها ساعاتی پس از مرگ شاه، ولیعهدش ـ محمدعلیمیرزا ـ بنای مخالفت با مشروطه و مجلس گذاشت و حتی نمایندگان مجلس را به تاجگذاریاش دعوت نکرد. دلناخوشی شاه جوان از مشروطه به تغییر صدارت اعظمی از «مشیرالدله» به «امینالسلطان» و متعاقبش عدم امضای قانون اساسی ادامه یافت و عاقبت پس از اعتراضات مردمی ـ به ویژه در تبریزـ شاه را ناچار کرد تا دستخطی صادر کرده و قول همراهی با مشروطه را دهد.
با توجه به تعجیل در نگارش قانون اساسی مشروطه، مجلس، متمم قانون اساسی را تصویب کرد و در آن به طور مفصل به تبیین حقوق مردم، اصل تفکیک قوا و اصول مشروطیت پرداخت و بالاخره محمدعلی شاه در مجلس سوگند وفاداری به قانون سر داد.
درگیری مخالفان مشروطه با بمبی که در کالسکه حامل شاه انداختند، فصل جدیدی پیش روی انقلاب گشایید و او به باغشاه رفته و بریگاد قزاق را به مقابله قانون فرستاد. به توپبستن مجلس همانا و شکست تهران و آغاز استبداد صغیر همان!
قیام مردم تبریز و دلاوری مردانی چون علیمسیو، ستارخان، باقرخان و حیدرعمو اوغلی، چنان لرزهای به جان شاه انداخت که از نیکلای دوم روس درخواست یاری نمود. در نتیجه دریوزهگی شاه، تبریز به محاصره روسها و دولتیها در آمد.
مشروطه بهانهای شد تا انگلیسها نیز در جنوب کشور کنگر خورده و لنگر بیاندازند و شمال و جنوب کشور به تاراج رفته و قحطی و گرسنگی و ناامنی اوج گیرد...
متعاقب قیام تبریز، اعتراضات به بختیاریها کشید و آنها از اصفهان به تهران حرکت کرده و به مجاهدین شمال پیوستند... تهران فتح شد و استبداد صغیر در هم شکست.
مشروطه و قانون در حالی دوباره احیاء گردید که بسیاری از مسببین و آزادیخواهان در خاک خفته بودند. مجلس دوم در ۲۵ آبان ۱۲۸۸ با حضور شاه جوان گشایش یافت و انحراف در مشروطه در دستور کار استبداد قرار گرفت.
- مشروطه انقلابی
به رغم وجود اتفاقات ریز و درشت بسیار در یکصد و اندی سال اخیر در ایران ، بیشک میتوان اذعان نمود که مهمترین رویداد تاریخ سده اخیر ایران «انقلاب مشروطه» است. انقلابی که از قِبَل آن هر چند ناقص و ابتدایی اما حاکمیت قانون و هبوط پادشاه از صدر ظلّالهی نقش بسته است.
انقلابی که مهمترین برکاتش، آغاز انقلاب بزرگتر، مطالبهگری، احقاق حقوق مردم، تفکیک قوا و پاسخگویی «حاکم» در برابر «قانون» شد. انقلابی که «توده عوام» به «ملّت» تبدیل شدند.
فراموش نکنیم ما صحبت از عصری میکنیم که تحصیلات علوم در بین مردم چیزی تعریف نشده بود و جمعیت شهری حدود یک چهارم جمعیت کل کشور را تشکیل میداد و در این بازه صحبت از چنین موارد فرا زمینی بسی جای تامل دارد و رجحان آن انقلاب بر سایر رویدادها را شامل میشود.
«انقلاب مشروطه» انقلابی فراموش نشدنی است و از همین روست که مقام معظم رهبری ضمن افتخار به مشروطه آن را را «جزو نقاط عطف تاریخ ایران میدانند.»
یقینا انقلاب مشروطه یک انقلاب مردمی و دینی بود. چه آنکه پیوست راهبری و هدایت روحانیت اسلامی را در گفتمان خود داشت و چه از آن حیث که توده مردم را درگیر جریانات و مبارزات حقطلبانه نموده بود و به خصوص مردم تبریز در صف اول نقشآفرینی آن وجود داشتند. از «ثقهالاسلام» و «شیخ محمد خیابانی»که به عنوان رهبران صف اول انقلاب گرفته تا ستارخانی که برخاسته از توده کف میدانی مردم بود و با افتخار مدعی بود که «حکم جهاد» را از «علمای نجف» دریافت کرده است.
- علما و مشروطیت
از همان ابتدای ورود بحث «مشروطیت» علما با نگاه متفاوتی به آن نگریستند. عدهای همچون شهید شیخفضلالله نوری با آن مخالفت صریح داشته و معتقد بود که هر قانونی که لازم بوده در اسلام آمده و نیازی به مشابهسازی نیست و تا پای دار نیز بر روی حرف خود ایستاد. عدهای دیگر همچون ملاآخوند خراسانی، ملاعبدالله مازندرانی، علامه نائینی، مجتهدان بزرگ پایتخت سیدمحمد طباطبایی و سیدعبداله بهبهانی با مشروطه همراهی کردند. (علامه نائینی عنوان نمیکرد که دموکراسی و آزادی بهتر از استبداد است بلکه او معتقد بود که حاکمیت سیاسی بر استبداد ترجیح دارد)
- مشروطه کالای وارداتی
برخی میگویند که مشروطه «وارداتی» بوده و از آنجا که مبانی و مدل غربی داشته بدان جهت اقبالی خوشی نداشته است و علت آن را هم عقبماندگی جامعه ایرانِ آن روز میدانند که مبانی بنیادی قوی نداشت تا مراحل تکامل تاریخی را طی کند.
اما با نظری به کشورهای اطراف همچون ترکیه که هیچ به اصطلاح بنیادی همچون انقلاب مشروطه را تجربه نکرده و سالها سایه نظامیان بر بالای سر مردم بوده، موضوع به خودی خود معالفارق محسوب میشود چرا که اگر بسط دموکراسی مستلزم عبور از روابط تاریخی است که به هیچ روی آن توسعه سیاسی در ترکیه و نظایرش نمیافتاد. یعنی در زمانی که در ایران درصد اَقَلّی از مردم مفهوم «حکومت قانون» را درک میکردند در کشور مزبور چنین موضوع اصلا مطرح نبود.
اما از یک نکته نباید گذشت و آن این که چه بسا اتفاق مشروطه برای ایران آن روز زود بود! چرا که آنگونه که ذکر شد به لحاظ توسعه و پیشرفت جامعه نمیتوانست با ساختار دموکراسی سازگار شود.
- مشروطه شکستناپذیر
عدهای معتقدند: «مشروطه شکست خورده!» چرا که به رضاشاه قلدر چکمهپوش ختم شده است. به گمانم با ذکر مسائلی که گفته شد، دور از انصاف است که مشروطه را در بازهای چند ساله تحلیل کنیم و با ذکر مصادیق دوران پهلوی اول و دوم بپردازیم، چرا که انقلاب مشروطه بیداری مردمی و سر خم بر نیاوردن در برابر استبداد را به مردم آموخت تا انقلاب ۵۷ و حضور سیاسی در تمام عرصهها را تکرار کنند.
مشروطه دستاوردهای بزرگ سیاسی همچون حاکمیت قانون، محدود سازی حاکم به قانون، اصل تفکیک قوا، آزادی، دموکراسی، حقوق شهروندی، تاسیس عدلیه و… برای ما به ارمغان آورده است که اگر جز این فکر کنیم ستم بر مشروطه است.
در همین زمینه بخوانید:
چالش بزرگداشت روز شهر، دو روز و یک تبریز
گشتی در تاریخچه کوچه ارگ؛ از کشتار مجاهدان مشروطه تا زیست شبانه
https://azarpayam.ir/News/Code/8125625
0 دیدگاه تایید شده